معنی
واژهٔ «پسند» در زبان فارسی به عنوان اسم مصدر یا صفت به کار میرود و نشاندهندهٔ انتخاب، گزینش، سلیقه و میل فردی است. همچنین این واژه بن مضارع از فعل «پسندیدن» است و در ترکیبات به دو صورت صفت فاعلی (مانند سختپسند) یا صفت مفعولی (مانند عامهپسند) ظاهر میشود.
یعنی چه
در اصطلاح، پسند یعنی یک چیز یا یک رفتار با معیارها، طبع و سلیقهٔ فرد یا جامعه همخوانی داشته باشد و مورد تصدیق و رضایت قرار گیرد.
مترادف
این واژهها در متون مختلف میتوانند به جای پسند استفاده شوند و مفهوم رضایت و گزینش را برسانند.
متضاد
واژههایی که مفهوم عدم پذیرش، زشتی یا مورد رضایت نبودن یک چیز را نشان میدهند.
هم خانواده
واژگانی که از یک ریشه اشتقاق یافتهاند یا کلمهٔ پسند در ساختار ترکیبی آنها به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
در طراحان جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «پسند» به عنوان یک پاسخ دقیقاً ۴ حرفی برای راهنماهایی چون سلیقه، طبع یا گزینش مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای برگردان این واژه به زبانهای دیگر، در عربی از کلماتی چون «استحسان، قبول، رضا» و در ترکی از «Beğeni» استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل پسند
واژهٔ «پسند» یکی از کلمات اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که پیشینهٔ آن به زبان پهلوی (فارسی میانه) و واژهٔ passand بازمیگردد. این واژه در اصل از ریشهٔ باستانی به معنای خوشایند بودن و به نظر آمدن مشتق شده است. پسند در ساختار زبان فارسی هم به عنوان اسم مصدر کاربرد دارد و هم به عنوان بن مضارع فعل پسندیدن، نقش مهمی در واژهسازی و ساخت صفات ترکیبی ایفا میکند.
این کلمه از نظر معنایی با مفاهیمی چون انتخاب آگاهانه، سلیقه، خشنودی و تأیید گره خورده است. در فرهنگ عامه و ترکیباتی نظیر «دلپسند» یا «شاهپسند»، این واژه به خوبی حس زیباییشناسی، مرغوبیت و ارزشگذاری مثبت را منتقل میسازد و نشاندهندهٔ تطابق یک پدیده با طبع و میل انسانی است.