یعنی چه
یک اصطلاح تخصصی در روانشناسی و سکسشناسی است که به تمایل، فتیش یا واپسروی رفتاری بزرگسالان به دوران نوزادی اشاره دارد. فرد در این حالت تمایل شدیدی به رفتارهایی مانند پوشیدن پوشک، مکیدن پستانک و مورد مراقبت قرار گرفتن دارد. این پدیده اغلب ابزاری برای فرار از استرسهای دنیای بزرگسالی و کسب آرامش روانی است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژهٔ مأخوذ از یونانی به صورت «اُتـُنـِپـْیوُفیلیا» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح ۱۲ حرفی خود واژه «اتونپیوفیلیا» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از واژه تخصصی Autonepiophilia یا عبارت عمومیتر Adult Baby (AB) استفاده میشود.
به ترکی
در منابع ترکی این اختلال را با معادل سندرم کودک بزرگسال یا همان اینفانتیلیسم پارافیلیک میشناسند.
به فارسی
معادلهای دقیقتر فارسی این اصطلاح علمی، «خود-نوزادخواهی»، «شیرخوارگی پارافیلیک» یا «واپسروی روانی-جنسی به دوران نوزادی» هستند. به دلیل ماهیت کاملاً بیگانه و تخصصی این واژه، بخشهای ریشه و همخانواده اصیل فارسی برای آن وجود ندارد.
نماد چیست
در جوامع اینترنتی و فرهنگهای مرتبط، این گرایش را با حروف اختصاری ABDL (مخفف کودکِ بزرگسال / دوستدار پوشک) و المانهای بصری نظیر سنجاق قفلدار پوشک، شیشه شیر یا پستانک نمادگذاری میکنند.
معنی انگلیسی/خارجی
این واژه ریشه در زبان یونانی باستان دارد و از سه بخش Auto (خود)، Nepio (نوزاد) و Philia (دوستداری) تشکیل شده است که نخستین بار در سال ۱۹۸۴ توسط جان مانی (John Money) سکسشناس وضع شد و معنای تحتاللفظی آن «خود-نوزادخواهی» است.
جمعبندی و توضیح کامل اتونپیوفیلیا
اتونپیوفیلیا (Autonepiophilia) یک اصطلاح تخصصی و مدرن در حوزههای روانپزشکی، روانشناسی و سکسشناسی است که به نوعی گرایش یا واپسروی رفتاری در بزرگسالان اشاره دارد. در این حالت، فرد تمایل دارد تا نقش یک نوزاد یا کودک خردسال را ایفا کند و رفتارهایی مانند استفاده از پوشک، پستانک یا شیشه شیر را از خود بروز میدهد. این پدیده در متون کهن یا قرآنی سابقهای ندارد و یک عنوان علمی قرن بیستمی است.
نکتهٔ بسیار مهم از نظر علمی و دانشنامهای این است که اتونپیوفیلیا هیچگونه ارتباطی با پدوفیلیا (میل جنسی به کودکان) ندارد. افراد دارای این گرایش، مجذوب کودکان نمیشوند، بلکه تمایل دارند خودشان در جایگاه یک نوزاد قرار بگیرند. این رفتار برای بسیاری از افراد لزوماً جنسی نبوده و بیشتر جنبهٔ روانی و حمایتی دارد؛ نوعی سازوکار دفاعی برای فرار موقت از مسئولیتها، اضطرابها و استرسهای فرسایندهٔ دنیای بزرگسالی و پناه بردن به امنیت دوران کودکی است.