یعنی چه
شره و خمود دو اصطلاح متضاد در فلسفه اخلاق کلاسیک هستند. شره به معنای حرص، آزمندی شدید و افراط در لذتجویی (مانند شکمپرستی و شهوت) فراتر از حد نیاز است. در مقابل، خمود به معنی تفریط، سستی، تنبلی و بیمیلی مطلق به لذتهای ضروری بدن و فروکش کردن شور و نشاط زندگی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان نماد افراط و تفریط اخلاقی یا صفات متضاد شناخته میشود.
به انگلیسی
برای بخش اول (شره) کلماتی چون Avidity نیز کاربرد دارد و برای بخش دوم (خمود) کلماتی نظیر Languor یا Extinction (خاموشی آتش) معادل هستند.
به عربی
هر دو واژه ریشه عربی دارند. در قرآن کریم نیز از ریشه خمود، صفت «خامدین» به معنی خاموششدگان و هلاکشدگان به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای فارسی شره شامل حرص، ولع، طمع و افراط در خواهشهای نفسانی است. معادلهای فارسی خمود شامل رکود، پژمردگی، بیتحرکی، سستی و خاموشی زندگی است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و نمادشناسی اخلاقی، حیواناتی مانند خوک و خرس نمادِ نفسِ شرهآلود، شکمبارگی و شهوترانی بیقیدوبند به شمار میروند. از سوی دیگر، خاکستر یا آتشِ مرده نماد خمود و خمودگی است که از دست رفتن شور، گرما و پویایی را نشان میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل شره و خمود
مفهوم «شره و خمود» ریشه در فلسفه اخلاق ارسطویی و کتابهای حکمی و اخلاقی کهن مانند اخلاق ناصری دارد. در این دیدگاه، فضایل اخلاقی همواره در حد وسط (اعتدال) قرار دارند و هر فضیلتی دارای دو پهلوی انحرافی به صورت افراط و تفریط است. در مبحث قوای شهوانی، «عفت» به عنوان حد وسط و فضیلت شناخته میشود.
واژه «شره» نماینده تاریکِ افراط و زیادهخواهیِ لجامگسیخته در لذتهای مادی است، در حالی که «خمود» نقطه مقابل آن یعنی تفریط، بیحسی و رکودِ مطلق در تامین نیازهای طبیعی بدن است. این دو اصطلاح در کنار هم نشاندهنده خروج از دایره اعتدال و گرفتار شدن در چنگال رذایل اخلاقی هستند.