معنی
این کلمه به معنی قرار دادن، فرود آوردن، یا پهن کردن یک شیء یا پدیده است که با توجه به بافتار متن، معنای دقیق آن مشخص میشود.
یعنی چه
واژه وضعها از نظر لغوی به معنای قرار دادن یا فرو نهادن چیزی است. در بافت متون مذهبی به ویژه قرآن کریم، این عبارت نشاندهنده حکمت الهی در گستردن و آمادهسازی زمین به عنوان بستری آرام و رام برای زندگی و آسایش آفریدگان است.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت وَضَعَها (waza'ahā) است که شامل سه فتحه متوالی روی حروف واو، ضاد و عین، و کشش الف در انتها به عنوان ضمیر مفعولی است.
در جدول
در حل جدولهای کلمات متقاطع یا مسابقات شرح در متن، پاسخ این تعریف لغوی دقیقاً کلمه پنج حرفی وضعها است.
به انگلیسی
عبارات انگلیسی فوق معادلهای زمان گذشته برای انتقال مفهوم قرار دادن یا فرو نهادن یک شیء مؤنث یا غیرجاندار در زبان انگلیسی هستند.
به عربی
در زبان عربی با توجه به سیاق و بافتار متن، کلماتی مانند جعلها، انزلها یا خلقها قرابت معنایی بسیار بالایی با وضعها دارند و به عنوان مترادف به کار میروند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این فعل عباراتی چون نهاد آن، قرارش داد، پایین آوردش و در بافتار زمین به معنی پهنش کرد یا گستردش است.
جمعبندی و توضیح کامل وضعها
کلمه وضعها ترکیبی ساختارمند از فعل ماضی عربی وضع (از ریشه ثلاثی مجرد و ض ع) و ضمیر متصل مفعولی مؤنث ها است. این واژه در متون ادبی، فقهی و مذهبی فارسی، به ویژه در ترجمه و تفسیر آیات قرآنی کاربرد دارد. معروفترین تجلی این کلمه در آیه ۱۰ سوره مبارکه الرحمن است که خداوند میفرماید: «وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ»؛ یعنی زمین را برای آسایش و زندگی خلایق پهن کرد و قرار داد.
در فرهنگ معارف اسلامی و ادبیات کنایی، تعبیر وضعها برای زمین، در تضاد و تقابل مفهمومی زیبایی با تعبیر رفعها (آسمان را برافراشت) به کار رفته است. این توازن ساختاری نمادی از نظام عدل، توازن آفرینش، پستی و بلندی، و تسلیم بودن زمین در برابر اراده الهی برای خدمترسانی و بستر آرامش بودن برای موجودات زنده است.
به طور کلی، این واژه پنجحرفی هم در حوزههای قرآنی و تفسیری اهمیت بالایی دارد و هم به عنوان یک لغت دقیق در طراحی و حل جدولهای کلمات متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد. شناخت ریشه آن به درک بهتر کلمات همخانواده وسیعش در زبان فارسی کمک میکند.