معنی
احسان در لغت به معنای نیکی کردن، نیکوکاری، بخشش و انعام به دیگران است. این واژه همچنین به مفهوم انجام دادن یک کار به نحو شایسته، کامل و به زیباترین شکل ممکن به کار میرود.
یعنی چه
در اصطلاح و فرهنگ اخلاقی، احسان یعنی رفتار و بخششی که فراتر از عدل و وظیفهٔ قانونی انجام شود. همچنین در مرتبهٔ عرفانی و عبادی، به معنای انجام کارها با اخلاص کامل و کمال در عمل است، بهگونهای که انسان خود را همواره در محضر خدا ببیند.
مترادف
واژههایی که معنای قرابتمندی با احسان دارند و بر بخشش و دگرخواهی دلالت میکنند.
متضاد
کلماتی که در نقطهٔ مقابل نیکی کردن و بخشندگی قرار میگیرند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشهٔ سهحرفی «ح س ن» مشتق شدهاند و مفهوم زیبایی و نیکی را در خود دارند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و مصدر باب افعال از ثلاثی مجرد «ح س ن» (حُسن) است که به معنای زیبایی، خوبی و نیکویی میباشد.
جمله سازی
به انگلیسی
معادلهای واژه احسان در زبانهای دیگر که مفاهیم نیکی، خیرخواهی و کمال عمل را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل احسان
واژهٔ «احسان» یکی از مفاهیم کلیدی و والای اخلاقی و عرفانی است که فراتر از یک نیکی ساده، به معنای انجام کارها به زیباترین و کاملترین شکل ممکن همراه با نیت خالص است. این مفهوم در فرهنگ اسلامی و قرآنی جایگاه ویژهای دارد و به دو صورتِ احسان خدا به بندگان (در قالب آفرینش نیکو و هدایت) و احسان انسانها (در قالب عبادت خالصانه و نیکی به دیگران، بهویژه والدین) جلوهگر میشود.
در حقیقت، احسان مرزی فراتر از عدالت دارد؛ چرا که عدالت اعطای حقِ هر کس به اندازهٔ خود اوست، اما احسان گام برداشتن در مسیر ایثار، تفضل و دگرخواهی است. در نمادشناسی فرهنگی نیز، این واژه همواره تداعیگر دستهای بخشنده، درختان سایهگستر و صلح و گرهگشایی در جامعه است.