یعنی چه
واژه «المقیم» اسم فاعل از باب افعال در زبان عربی است و به کسی یا چیزی اشاره دارد که در یک مکان پابرجا و ثابت شده و آنجا را وطن یا محل استقرار خود قرار داده است. در متون کهن و دینی نیز به معنای امر پایدار، دائم و همچنین برپادارنده (مانند برپادارنده نماز) استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حرف میم اول و کسره کشیده روی حرف قاف به صورت «اَلمُقیم» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان معادل کلمات ساکن، پایدار یا ماندگار با شش حرف، دقیقاً کلمه «المقیم» است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم مقیم یا ساکن از واژههای Mukim (وامواژه عربی)، Sakin و Yerleşik استفاده میشود.
به فارسی
دقیقترین برگردانها و معادلهای فارسی برای این واژه شامل عباراتی چون ساکن، ماندگار، دائم، باشنده، پابرجا و متوطن هستند.
در قرآن
این کلمه در قرآن کریم در دو کاربرد عمده آمده است؛ یکی به معنای دائم و بیانقطاع مانند ترکیبهای «عَذابٌ مُقیم» (عذاب همیشگی) در آیه ۳۷ سوره مائده، و دیگری به معنای برپادارنده در دعای حضرت ابراهیم (ع) به صورت «مُقِيمَ الصَّلَاةِ» (برپادارنده نماز) در آیه ۴۰ سوره ابراهیم.
نماد چیست
واژه المقیم به عنوان یک کلمه لغوی، قرآنی و حقوقی، نماد یا سمبل بصری و فرهنگی خاصی در جوامع ندارد و صرفاً بیانگر حالت استقرار و دوام است.
جمعبندی و توضیح کامل المقیم
واژه «المقیم» یک واژه اصیل عربی از ریشه ثلاثی مجرد «ق و م» است که به زبان فارسی و حتی ترکی نیز راه یافته است. معنای اصلی و روزمره آن به اقامت، سکونت و توطن در یک مکان مشخص اشاره دارد و در اصطلاحات حقوقی و اداری نیز به فردی که در محلی مسکن گزیده، مقیم گفته میشود.
از بُعد دینی و قرآنی، المقیم فراتر از یک سکونت ساده شهری است. این واژه در آیات الهی گاه در وصف ثبات و جاودانگی به کار رفته است (مانند عذاب یا نعمت پایدار و مقیم) و گاه در وصف توفیق در طاعت، آنجا که حضرت ابراهیم از خداوند میخواهد او و فرزندانش را از برپادارندگان (مقیمان) دائم نماز قرار دهد. بنابراین مفهوم دوام، اراده و استقرار، هسته اصلی معنایی این کلمه را تشکیل میدهد.