یعنی چه
واژهٔ «بیغرور» از ترکیب پیشوند سلب فارسی «بی» و واژهٔ «غرور» ساخته شده است. این صفت برای توصیف افرادی به کار میرود که با وجود داشتن علم، ثروت، یا جایگاه بالا، رفتاری خاکی، افتاده و صمیمی دارند و از فخرفروشی به دیگران دوری میکنند.
تلفظ
این کلمه متشکل از دو بخش است: «بی» (bī) که با سکون یا امتداد آوایی همراه است و «غرور» (ghorūr) که با ضمه روی حرف غین تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این راهنما کلمهٔ «بی غرور» است که دقیقاً از ۶ حرف تشکیل میشود. از دیگر پاسخهای احتمالی و هممعنی میتوان به متواضع یا فروتن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم بیغرور بودن و فروتنی، رایجترین واژگان شامل Humble و Modest هستند که به ویژگی عدم تظاهر و تواضع اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی، مفهوم مقابل تکبر با واژهٔ «مُتَواضِع» یا ترکیب «غَير مُتَکَبِّر» بیان میشود که دقیقاً به معنای کسی است که خود را برتر از دیگران نمیبیند.
در قرآن
خود ترکیب صفت «بیغرور» در قرآن نیامده است. با این حال، ریشهٔ عربی آن یعنی «غرور» در آیات قرآنی به معنای «فریب» به کار رفته است (مانند متاع الغرور). برای اشاره به صفت بیغرور بودن یا همان تواضع، قرآن از واژگانی چون «مُتَواضِعین» و «خاشِعین» استفاده کرده و بندگان رحمان را کسانی مینامد که روی زمین با آرامش و فروتنی گام برمیدارند.
جمعبندی و توضیح کامل بی غرور
واژهٔ «بیغرور» یک ترکیب اصیل عربی-فارسی است که از پیشوند نفی «بی» و اسم مصدر «غرور» (از ریشه غ ر ر) ساخته شده است. جالب اینجاست که غرور در زبان عربی به معنای فریب و غفلت است، اما پس از ورود به زبان فارسی، تغییر معنایی یافته و به مفهوم تکبر، خودپسندی و فخرفروشی جا افتاده است. در نتیجه، بیغرور به کسی گفته میشود که از این رذیلت اخلاقی پاک است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، بیغرور بودن مترادف با ویژگیهای ارزشمندی چون فروتنی، خاکساری و سلیمالنفس بودن است. این مفهوم در نمادشناسی فرهنگی معمولاً با «خاک» به نشانهٔ افتادگی، یا «درخت پربار» که از فراوانی بار سر خم میکند، به تصویر کشیده میشود و همواره به عنوان یک فضیلت اخلاقی بزرگ ستایش شده است.