یعنی چه
دنیاداری در زبان فارسی دو رویه معنایی دارد؛ در مفهوم نخست و رایجتر، به معنای دنیاپرستی، مادیگرایی و تعلق خاطر شدید به مال و جاه جهان مادی است. در مفهوم دوم که در لغتنامههایی مانند ناظمالاطباء آمده، به معنای عقل معاش، حسن تدبیر در امور زندگانی و صرفهجویی به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت [دُنْیاداری] تلفظ میشود که شامل مصوتهای کوتاه و بلند در دو بخش ترکیبکننده آن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «دنیاپرستی»، «مادیگرایی» یا «عقل معاش»، واژه ۸ حرفی «دنیاداری» مورد نظر است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم دنیاداری به زبان انگلیسی از واژه Worldliness (دنیاگرایی) یا اصطلاح Preoccupation with worldly affairs (اشتغال ذهنی به امور دنیوی) استفاده میشود.
به عربی
این واژه به صورت ترکیب ساختاری واحد در عربی فصیح وجود ندارد و به صورت عبارات ترکیبی نظیر «حبّ الدنیا» یا «التعلق بالدنیا» ترجمه و مفهومسازی میشود.
در قرآن
خود واژه ترکیبی و فارسی «دنیاداری» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما مفهوم و مصداق آن یعنی اصالت دادن به مادیات و ترجیح زندگی دنیا بر آخرت، در آیات متعددی از جمله آیه ۱۶ سوره اعلی (بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا) به شدت نکوهش شده است.
نماد چیست
این واژه نماد تصویری یا سنتی واحد و رسمی در فرهنگ عامه ندارد؛ با این حال در ادبیات کنایی و تمثیلی، مظاهری چون «سکه»، «کیسه زر» یا «ترازوی ناعدالت» به عنوان نشانههای عینی مادیگرایی و دنیاداری تصویر میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل دنیاداری
واژه «دنیاداری» یک حاصلمصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب «دنیا» (ریشه عربی) و «داری» (از مصدر فارسی داشتن) شکل گرفته است. این کلمه در طول تاریخ زبان فارسی دو جلوه معنایی متفاوت داشته است؛ از یک سو در متون اخلاقی و عرفانی به عنوان مترادفی برای دنیاپرستی، دلبستگی شدید به مال و منال دنیوی و غفلت از معنویات به کار رفته و نکوهش شده است.
از سوی دیگر، در نگاه کاربردی و عرفی (چنانکه در لغتنامه ناظمالاطباء آمده)، دنیاداری به معنای عقل معاش، تدبیر درست در اداره زندگی و داشتن مهارت مدیریت امور مادی تفسیر میشود. بنابراین بسته به سیاق متن، میتواند بار معنایی منفی (مادیگرایی افراطی) یا بار معنایی مثبت و خنثی (تدبیر امور زندگی) داشته باشد.