یعنی چه
این عبارت در ادبیات کلاسیک فارسی به معنای مفتون، شیفته، فریفته و سخت دلباخته کسی یا چیزی شدن است؛ به طوری که فرد آرام و قرار خود را از دست بدهد. در کاربرد عامیانه و ثانویه نیز به معنای ایجاد و برپا شدن آشوب، بلوا، مفسده یا امتحان و بلای سخت به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این عبارت فعلی به صورت «فِتْنِه شُدَن» (fitne šodan) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول «فتنه شدن» است که از ۷ حرف تشکیل شده است. بسته به راهنمای جدول، کلماتی نظیر شیفته شدن یا مفتون شدن نیز هممعنی آن هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، اگر معنای دلبستگی مد نظر باشد از واژههایی مانند infatuated یا fascinated و اگر معنای بلوا مد نظر باشد از کلماتی چون chaos یا riot استفاده میشود.
به عربی
این واژه از ریشه عربی «ف ت ن» گرفته شده است. در زبان عربی، فعل «افتتن بـ» دقیقاً معادل شیفته و دلباخته چیزی یا کسی شدن است.
در قرآن
خود مصدر ترکیبی «فتنه شدن» در قرآن نیست، اما ریشه آن بیش از ۶۰ بار در قالب مشتقات مختلف آمده است. در قرآن سه کاربرد اصلی دارد: اول به معنی آزمایش و امتحان (مانند آیه ۳۵ سوره انبیاء)، دوم به معنی وسیله دلبستگی و فریفتگی (مانند آیه ۱۵ سوره تغابن درباره اموال و فرزندان)، و سوم به معنی عذاب، شرک یا گمراهی (مانند آیه ۱۹۱ سوره بقره).
نماد چیست
برای خود عبارت «فتنه شدن» نماد تصویری خاصی در فرهنگ عامه وجود ندارد؛ اما در ادبیات کلاسیک فارسی، چشم، نگاه و زلف معشوق همواره به عنوان «فتنه» و عامل اصلی فتنه شدن (شیفتگی، دلباختگی و از دست رفتن دین و دل) نمادپردازی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل فتنه شدن
عبارت «فتنه شدن» از جمله اصطلاحات ظریف در زبان و ادبیات فارسی است که بر خلاف ظاهر آن در زبان عامیانه امروزی که بیشتر تداعیکننده آشوب، جنگ یا بلواست، در متون کهن و اصیل ادبی به معنای شیفتگی مفرط، دلباختگی و از دست رفتن قرار و آرامش عاشق در برابر معشوق به کار میرفته است. برای نمونه عطار در تذکرةالاولیاء در بیان داستان توبه یکی از بزرگان مینویسد که او بر کنیزکی فتنه شد، یعنی سخت به او دل بست و فریفتهاش گردید.
ریشه این واژه عربی است و در اصل به معنای گداختن طلا در آتش برای خالصسازی و جدا کردن ناخالصیهاست. به همین دلیل در قرآن کریم و فرهنگ اسلامی، مشتقات این کلمه به معنای امتحانهای سخت الهی و همچنین ابزارهای دلبستگی دنیا (مانند مال و فرزند) به کار رفتهاند که عیار ایمان انسان را مشخص میکنند. در نهایت، این واژه هم در ابعاد عرفانی و عاشقانه (به معنی مفتون شدن) و هم در ابعاد اجتماعی (به معنی بروز بلوا) کاربرد دارد.