یعنی چه
واژه «بهدردنخور» یک اصطلاح و صفت ترکیبی عامیانه در زبان فارسی است. این کلمه به اشیاء، ابزارها یا حتی افرادی اشاره دارد که کارایی لازم را ندارند، گرهی از کار باز نمیکنند و وجودشان فاقد ارزش یا سودمندی عملی است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت عامیانه به صورت «بِ دَردْ نَ خور» (be dard nakhor) است که در گفتار روزمره به صورت سرهم و به عنوان یک صفت واحد تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «بدرد نخور» دقیقاً ۸ حرف دارد. از دیگر پاسخهای رایج و هممعنی برای این راهنما میتوان به بیمصرف، بنجل، لغز و زاید اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و متن، واژههای متعددی وجود دارد. برای اشیاء بیکیفیت از Junk یا Trashy نیز استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فصیح برای رساندن مفهوم بیخاصیت بودن یا عدم کارایی یک چیز، از عبارات ترکیبی منفی مانند عدیم الفائده یا صفت تافه استفاده میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، دقیقترین و رایجترین معادل عامیانه و رسمی برای این مفهوم عبارت «İşe yaramaz» است که ساختاری کاملاً مشابه اصطلاح فارسی دارد.
به فارسی
از نظر ریشهشناسی، این عبارت یک صفتساز منفی فارسی است؛ متشکل از حرف اضافه «به» + اسم «درد» (در اینجا کنایه از نیاز و حاجت) + فعل منفی «نخور» (از مصدر خوردن، به معنی مماس شدن یا به کار آمدن). در مجموع یعنی چیزی که به کارِ رفع نیاز و مداوای کار نمیآید.
جمعبندی و توضیح کامل بدرد نخور
اصطلاح «بهدردنخور» یکی از تعابیر کنایی و کاملاً عامیانه در زبان فارسی معاصر است که در متون کهن یا لغتنامههای کلاسیک نظیر دهخدا به عنوان یک مدخل مستقل و رسمی ثبت نشده است. این واژه از ترکیب اجزایی ساخته شده که در مجموع مفهوم عدم رفع نیاز را میرسانند؛ چرا که کلمه «درد» در این ساختار به معنای حاجت و گرفتاری است و «نخوردن» به معنای کارگر نیفتادن و درمان نکردن آن گره است.
این عبارت کاربرد وسیعی در مکالمات روزمره دارد و به هر مابه ازای مادی یا غیرمادی که فاقد مرغوبیت، کارایی یا ارزش مصرفی باشد، اطلاق میشود. مترادفهای پرشماری همچون بنجل، بیمصرف، وازده و باطله در زبان فارسی برای آن وجود دارد و در فرهنگ مدرن شهری، معمولاً با نمادهایی مثل سطل زباله یا کالاهای اسقاطی تداعی میشود.