یعنی چه
این واژه در لغت به معنای تهیدستان، مساکین و افراد تنگدست است. در اصطلاح تصوف و عرفان اسلامی نیز به سالکان، درویشان و رهروانی تفویض میشود که خود را از مادیات دنیا بینیاز و به طور کامل محتاج و نیازمند به ذات پروردگار میدانند.
تلفظ
این کلمه با تلفظ «اَلفُقَرا» (در اصل عربی: اَلفُقَراء) خوانده میشود که الف و لام آن دستوری و کلمه بعدی جمع مکسر است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم و گروه از افراد، از عبارات معادل فوق استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی و جمع تکسیری کلمه «فقیر» همراه با نشانه معرفه (ال) است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این کلمه شامل واژههایی چون تنگدستان، نیازمندان، مستمندان، بیچیزان و محتاجان است که در متون مختلف به کار میروند.
در قرآن
این کلمه با صورتهای «الفقراء» یا «للفقراء» ۱۴ بار در قرآن کریم ذکر شده است. دو کاربرد بسیار شاخص آن شامل آیه ۶۰ سوره توبه («إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ...») درباره مصارف زکات و آیه ۱۵ سوره فاطر («يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ...») درباره فقر ذاتی و وجودی انسان به خداوند است.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و به ویژه در ادبیات عرفانی، این کلمه نماد تسلیم محض، خاکساری، درویشی و درک نیاز مطلق مخلوق به غنای پروردگار است؛ چنانکه در حدیث نبوی «الفخرُ فخری» به این فقر وجودی افتخار شده است.
جمعبندی و توضیح کامل الفقرا
واژه «الفقرا» جمع مکسر کلمه فقیر از ریشه عربی «ف ق ر» است که در اصلِ لغت به معنای شکسته شدن ستون فقرات تحت بار سنگین حاجت و مادیات است. این کلمه در زبان فارسی به عنوان یک اصطلاح پرکاربرد مذهبی، اجتماعی و عرفانی پذیرفته شده و به طور گسترده در ادبیات کلاسیک استفاده میشود.
در دیدگاه قرآنی و اسلامی، الفقرا دو ساحت تجلی دارد؛ یکی ساحت مادی که به محرومان جامعه اشاره دارد و احکامی مانند زکات برای دستگیری از آنان وضع شده است، و دیگری ساحت تکوینی و عرفانی که کل بشریت را در برابر غنای مطلق الهی، فقیر و محتاج میداند. در این نگاه، فقر نه یک نقص اجتماعی، بلکه یک کمال معرفتی برای درک جایگاه انسان در هستی تلقی میشود.