یعنی چه
این اصطلاح عامیانه و محاورهای برای توصیف وضعیت، رابطه یا شیئی به کار میرود که آنقدر ضعیف، بیدوام و سستبنیان است که با کوچکترین و بیارزشترین محرک یا تکانی کاملاً فرو میریزد یا متلاشی میشود.
تلفظ
تلفظ این عبارت در گویش معیار فارسی به صورت «به گوزی بَند بودَن» است که در فضای محاوره گاهی به شکل «به گوز بند بودن» نیز شنیده میشود.
در جدول
در طراحهای سوالات جدول، این عبارت دقیقاً ۱۳ حرف دارد و به عنوان پاسخ برای راهنمای «نهایت سستی و بیدوامی» استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی نزدیکترین معادل اصطلاحی کنایه از سستی شدید، Hanging by a thread است. همچنین واژگانی مانند flimsy یا tenuous نیز برای توصیف اشیاء یا موقعیتهای اینچنینی به کار میروند.
به فارسی
معادلهای محترمانه و عبارات هممعنی فارسی آن شامل مو بند بودن، سستبنیاد بودن، بیثباتی، تقولق بودن و ناپایداری مفرط است. کلمات همخانواده آن شامل گوز، گوزیدن و گندهگوزی (ادعای توخالی) است.
نماد چیست
این اصطلاح در نشانهشناسی رسمی یا اسطورهای جایگاهی ندارد، اما در کلام عامیانه به عنوان نمادِ بارز کارها و موقعیتهای پوشالی، فاقد زیرساخت محکم و عدم استحکام مطلق شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل به گوزی بند بودن
عبارت عامیانه و کنایی «به گوزی بند بودن» یکی از اصطلاحات تند، بیپرده و طنزآمیز در زبان محاورهای فارسی است. این اصطلاح ریشه در فرهنگ عامیانه و کوچهبازاری دارد و با ظرافتی طنزآمیز، کمارزشترین و بیمقدارترین پدیده ممکن را معیار پایداری یک چیز قرار میدهد تا شدت ضعف آن را به رخ بکشد.
این عبارت کنایه از غایت سستی، شکنندگی، بیثباتی و ناپایداری یک وضعیت، رابطه یا شیء دارد؛ به این معنی که آن چیز آنقدر ضعیف و بیدوام است که حتی با کوچکترین تکانی فرو میریزد. در فرهنگ لغت عامیانه نیز این اصطلاح به معنای «سست و قابل پاره شدن» ثبت شده است و نقطه مقابل موقعیتهای قرص، محکم و استوار است.
از نظر ساختاری، این عبارت کاملاً اصیل و برخاسته از زبان عامه فارسی است و معادلهای معنایی زیبایی نیز در زبانهای دیگر دارد؛ برای نمونه در زبان ترکی از اصطلاح «بند بودن به نخ پنبهای» و در انگلیسی از «آویزان بودن به یک تار مو» برای رساندن همین مفهوم استفاده میشود.