یعنی چه
شعور داشتن به معنی برخورداری از درک، فهم، ادراک عمیق و قوهٔ تمیز میان خوب و بد است. در عرف جامعه، این اصطلاح بیشتر به معنای باادب بودن، رعایت حقوق دیگران و سنجیده رفتار کردن در موقعیتهای مختلف به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت [شُ.عُورْ داشـ.تَـنْ] است که از دو بخش «شعور» (با ضمه روی شین و عین) و فعل «داشتن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مفهوم معمولاً با توجه به تعداد حروف خواستهشده تعیین میشود. عبارت مبدا خود دارای ۹ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت کلام، از اصطلاحات متفاوتی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود؛ از آگاهی ذهنی گرفته تا داشتن درک اجتماعی و عقل سلیم.
به عربی
در زبان عربی مفهوم شعور داشتن و باادراک بودن را میتوان با تعابیری همچون داشتن وعی (آگاهی) یا عاقل بودن رساند.
به فارسی
مترادفهای فارسی این اصطلاح شامل کلماتی چون فهمیدن، درک کردن، عاقل بودن، صاحبادراک بودن و بافهم و کمالات بودن است. متضاد آن نیز بیشعور بودن، نفهمیدن و جاهل بودن میباشد. ریشه بخش اول آن عربی (شَعَرَ به معنی دانستن پنهانی) و بخش دوم آن فعل مصدری فارسی است.
در قرآن
خود ترکیب فارسی «شعور داشتن» در قرآن وجود ندارد، اما ریشه عربی آن (ش ع ر) به صورت فعل مضارع منفی بارها به کار رفته است. معروفترین آنها عبارت «وَمَا يَشْعُرُونَ» (و درک نمیکنند) است که در آیاتی مانند سوره بقره (آیات ۹ و ۱۲) در وصف عدم آگاهی و درک واقعی منافقان آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل شعور داشتن
شعور داشتن یکی از مفاهیم کلیدی در اخلاق فردی و اجتماعی است که فراتر از سواد یا دانش آکادمیک تعریف میشود. این ویژگی در حقیقت به معنای توانایی درک عمیق واقعیتها، تشخیص درست از نادرست و توانایی همدلی و سنجیده رفتار کردن با دیگران در زندگی روزمره است.
در فرهنگ عامه و زبان فارسی، فردی که دارای شعور تلقی میشود، کسی است که حقوق شهروندی و انسانی را محترم میشمارد، موقعیتشناس است و رفتار او مایه آزار دیگران نمیشود. ریشه این واژه به دریافتهای پنهان و دقیق حسی بازمیگردد که نشاندهنده لزوم وجود یک بینش درونی در انسان است.