معنی
شفق به نور سرخ و روشنایی خاصی گفته میشود که پس از غروب خورشید در سمت مغرب پدید میآید. این پدیده به دلیل انعکاس نور در جو زمین رخ میدهد و در متون نجومی و فقهی، ناپدید شدن آن نشاندهنده آغاز وقت نماز عشا و تاریکی کامل شب است.
یعنی چه
در اصطلاح عامیانه و ادبی، شفق همان حالت مرز میان روز و شب یا زمان گذار از روشنایی به تاریکی است که افق به رنگ سرخ و گلگون درمیآید.
مترادف
واژههایی مانند فلق و سپیدهدم نیز گاهی به اشتباه مترادف آن ذکر میشوند، اما آنها متعلق به صبحگاه هستند در حالی که شفق در اصل متعلق به شبانگاه است.
متضاد
فلق و فجر به عنوان طلایه دگرگونی افق در مشرق و آغاز روز، نقطه مقابل شفق هستند که در مغرب رخ میدهد.
هم خانواده
این واژهها از ریشه عربی «شفق» هستند که در لغت به معنای رقت، نازکی و آمیختگی است؛ مِهرورزی و دلسوزی نیز نوعی رقت قلب به شمار میرود.
ریشه
ریشه این واژه عربی است و معانی اولیه آن شامل مهربانی، نگرانی، ترس همراه با دلسوزی و همچنین سرخی افق هنگام غروب خورشید میشود.
جمله سازی
به انگلیسی
برای پدیده نجومی نورهای رنگین در قطب زمین از اصطلاح Aurora (شفق قطبی) استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شفق
واژه شفق در اصل به معنای سرخی و روشنایی ضعیفی است که پس از غروب آفتاب در افق پدیدار میشود و مرز میان روز و شب را شکل میدهد. این کلمه ریشه در زبان عربی دارد و با مفاهیمی چون دلسوزی و رقت قلب (در واژگانی مثل مشفق و شفقت) همبسته است. شفق در قرآن کریم نیز مورد سوگند الهی قرار گرفته که نشاندهنده عظمت این پدیده طبیعی است.
در ادبیات فارسی، شفق به دلیل رنگ سرخ و گلگونش جایگاه نمادین ویژهای دارد. شاعران اغلب آن را به عنوان نمادی از خون شهیدان، دل خونین عاشق، اندوه غروبگاهی و دگرگونیهای عمیق زندگی به کار میبرند. همچنین باید توجه داشت که شفق مربوط به بخش پایانی روز است و نباید آن را با فلق که مربوط به سپیدهدم است، اشتباه گرفت.