یعنی چه
این اصطلاح در حکمت متعالیه ملاصدرا و عرفان ابنعربی به کار میرود و بیانگر آن است که هر موجودی یک مرتبه عالی، باطنی و مجرد دارد که «حقیقت» آن است و یک مرتبه نازل، ظاهری و مادی دارد که «رقیقت» یا سایه تنزلیافته همان حقیقت به شمار میرود. رقیقت در واقع مرتبه ضعیفشدهای از همان حقیقت واحد است و از آن جدا نیست؛ مانند رابطه دریا با موج، یا منبع نور با پرتوهای ضعیفشده آن.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «حَملِ حقیقت وَ رَقیقت» است. واژه رقیقت از ریشه رقت و به معنای لطیف، نازک یا امر رقیقشده و تنزلیافته است.
در جدول
در سؤالات جدول کشوری و مذهبی، پاسخ این اصطلاح فلسفی و عرفانی که اشاره به رابطه اصل و فرع یا ظاهر و باطن دارد، دقیقاً ۱۴ حرف دارد.
به انگلیسی
در متون تخصصی فلسفی و عرفانی غرب، برای ترجمه این مفهوم از عباراتی که نشاندهنده حقیقت و تجلی تقلیلیافته یا سایه آن است استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و ابتدا در مکتب عرفانی ابنعربی مطرح شده و سپس به متون فلسفه اسلامی راه یافته است.
در قرآن
عین این عبارت در قرآن نیامده است، اما مفهوم آن در آیاتی مانند آیه ۲۱ سوره حجر («وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ») مشهود است؛ جایی که «خزائن» مرتبه حقیقت و عالم غیب، و «قدر معلوم و نازلشده» مرتبه رقیقت و عالم شهادت را نشان میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل حمل حقیقت و رقیقت
اصطلاح «حمل حقیقت و رقیقت» یکی از کلیدیترین مفاهیم در تبیین رابطه میان عالم غیب و شهادت یا مجرد و مادی در حکمت اسلامی است. بر اساس این نظریه، جهان هستی دارای مراتب گوناگونی است که در آن، مراتب پایینتر (رقیقت) چیزی جز نمود، تجلی و مرتبه ضعیفشده مراتب بالاتر (حقیقت) نیستند. این دیدگاه در مقابل نظریاتی قرار میگیرد که میان علت و معلول یا آفریدگار و آفریده، تباین کلّی و دوگانگی مطلق قائل هستند.
برای درک بهتر این مفهوم، فیلسوفان و عارفان از تمثیلهایی همچون نور و سایه یا دریا و موج استفاده میکنند. موج اگرچه در ظاهر تشخص و نام دگرگونهای دارد، اما در واقع چیزی جز همان آب دریا در مرتبهای خاص نیست؛ به همین ترتیب، موجودات عالم مادی نیز رقیقت و جلوهای از حقایق مجرد و تام خود در عوالم بالاتر محسوب میشوند.