یعنی چه
مقلدها جمع «مقلّد» (از ریشه عربی قَلَدَ) است و به کسانی گفته میشود که در رفتار، گفتار، هنر یا احکام دینی، بدون چونوچرا و بر اساس اعتماد، از شخص دیگری (مانند یک مرجع تقلید یا یک الگو) پیروی و کپیبرداری میکنند. در هنر و نمایش سنتی قدیم نیز این واژه به دلقکها یا بازیگران تقلیدکار و بذلهگو اشاره داشته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مُقَلِّدها (با ضمه مِیم، فتح قاف، کسر و تشدید لام) است که نشانه جمع فارسی «ها» به انتهای اسم فاعل عربی چسبیده است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه «مقلدها» یک پاسخ ۶ حرفی است. بسته به طراح جدول، ممکن است به عنوان راهنما از عباراتی چون «تقلیدکنندهها»، «کپیبرداران» یا «پیروان کورکورانه» استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم مقلدها بیشتر از واژه Imitators (کسانی که تقلید رفتار یا کار دیگران را میکنند) و در بافتهای اعتقادی یا عمومی از Followers استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که ریشه واژه عربی است، شکل جمع آن در زبان عربی فصیح به صورت «المقلّدون» (در حالت رفوع) یا «المقلّدین» (در حالت نصب و جر) به کار میرود.
به فارسی
معادلهای خالص یا رایج فارسی برای این واژه شامل «تقلیدگران»، «کپیبرداران»، «همانندجویان» و در مفاهیم عامتر «پیروان» و «تابعان» است که نشاندهنده تکرار عمل یا رفتار دیگران است.
در قرآن
عین واژه «مقلد» یا «مقلدها» در متن قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال، کلمه همریشه آن یعنی «القَلائِد» (جمع قِلادَة به معنی طوق یا قربانیهای طوقدار در حج) دو بار در قرآن، در آیات ۲ و ۹۷ سوره مبارکه مائده آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل مقلدها
واژه «مقلدها» ترکیبی از اسم فاعل عربی «مقلِّد» و نشانه جمع فارسی «ها» است. ریشه اصلی این کلمه در زبان عربی به معنی بستن طوق یا قلاده به گردن است؛ استعارهای از اینکه شخص مقلد، طوق طاعت، پیروی و باور شخص دیگری را به گردن خویش آویخته است و گام در جای پای او میگذارد.
این اصطلاح در حوزههای مختلف کاربردهای گوناگونی دارد؛ در فقه اسلامی به افرادی گفته میشود که به دلیل عدم تخصص در اجتهاد، در احکام شرعی از یک مرجع تقلید پیروی میکنند. در دنیای هنر و ادبیات قدیم، مقلدها به هنرمندان تقلیدکار و دلقکهایی اطلاق میشد که با بازسازی حرکات دیگران باعث تفریح مردم میشدند و در کاربرد عام امروزی نیز به معنای تقلیدکنندگان و کپیبرداران در هر زمینهای است.
از نظر واژهشناسی، متضاد این کلمه در بافت دینی «مجتهدان» و در بافت عمومی و خلاقانه «نوآوران»، «مبتکران» و «مستقلان» است. همخانوادههایی نظیر تقلید، مقلَّد (کسی که از او تقلید میشود) و قلاده نیز به خوبی ساختار معنایی وابسته و پیروِ این کلمه را نشان میدهند.