یعنی چه
واژهٔ «بتقریب» (بهتقریب) قیدی است که در زبان فارسی سه معنای اصلی دارد: نخست به معنی تخمینی، حدوداً و تقریباً؛ دوم در متون کهن به معنی به واسطه، به سبب یا به بهانهٔ امری؛ و سوم در اصطلاحات سوارکاری قدیم به معنای نوعی دویدن و تاختن نرم اسب با گامهای هماهنگ.
تلفظ
این واژه از ترکیب حرف اضافهٔ «بِـ» (مفتوح) و کلمهٔ «تقریب» (با سکون قاف و سکون باء در وقف) ساخته شده و به صورت «بِتَقریب» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمهٔ «بتقریب» با ۶ حرف است. کلمات مترادف دیگر آن مانند تقریباً، حدوداً و تخمیناً نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم تخمین و نزدیک بودن به عدد یا حالتی خاص، از واژگان معادل فوق استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و سره یا عبارات جایگزین رایج برای این کلمه شامل تقریباً، حدوداً، تخمیناً، کمابیش، نزدیک به، و در زبان کهن به سببِ و به واسطهٔ است.
نماد چیست
در علوم و ریاضیات، برای نمایش مفهوم «بتقریب مساوی است با» یا مقادیر حدودی، از نمادهای ریاضی $ \approx $ یا $ \simeq $ استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بتقریب
واژهٔ «بتقریب» یک قید مرکب پیشوندی است که از ترکیب حرف اضافهٔ فارسی «بِـ» و واژهٔ عربی «تقریب» (از ریشه قرب) ساخته شده است. این کلمه در زبان روزمره و نگارش معاصر، بیشتر در نقش قید مقداری و به معنای «حدوداً» یا «تقریباً» به کار میرود تا یک مقدار غیردقیق و تخمینی را نشان دهد.
با این حال، در ادبیات کهن فارسی این واژه کاربردهای دیگری نیز داشته است؛ گاهی به معنای «به واسطهٔ» یا «به بهانهٔ» کاری استفاده میشده و گاهی در حوزهٔ سوارکاری، به نوعی حرکت خاص، منظم و چهارنعلِ نرم اسب اطلاق میشده است. در دنیای علم و ریاضیات نیز مفهوم این کلمه با نمادهای تقریب شناخته میشود.