معنی
خذلان در لغت به معنای رها کردن و دست کشیدن از یاری کسی است که به کمک نیاز دارد. در اصطلاح دینی و اخلاقی نیز به حالت رهاشدگی انسان، سلب توفیق الهی و واگذار شدن بنده به حال خود اشاره دارد که مایه خواری و درماندگی او میشود.
یعنی چه
وقتی کسی دچار خذلان میشود، یعنی در اوج نیاز و سختی، از حمایت و پشتیبانی دیگران (یا در مفاهیم عرفانی از لطف و رحمت الهی) محروم شده و تنهای تنها رها شده است.
مترادف
این واژهها نشاندهنده حالت تنهایی، سقوط مرتبه و بیپناهی ناشی از قطع حمایت هستند.
متضاد
کلمات مقابل خذلان بر مفاهیمی چون دستگیری، پیروزی و برخورداری از لطف و کمک دلالت دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (خ ذ ل) مشتق شدهاند و به مفاهیمی چون رهاشده، یارینکننده و واگذارکننده اشاره دارند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و معنای بنیادی آن عقب کشیدن از کمک، واگذاشتن و دست از یاری شستن است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنماهایی مثل «رها کردن یاری کسی»، «بییاوری و درماندگی» یا «سلب توفیق» کلمه ۵ حرفی «خذلان» به عنوان پاسخ قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل خذلان
واژه خذلان یکی از مفاهیم عمیق لغوی و کلامی است که ریشه در فرهنگ عربی دارد و به ادبیات و متون اخلاقی فارسی راه یافته است. این کلمه در اصل به معنای تنها گذاشتن فرد در شرایطی است که شدیداً به کمک و همراهی نیاز دارد. در حقیقت، خذلان نوعی گسست حمایتی است که فرد را در موضع ضعف، بیپناهی و درماندگی مطلق قرار میدهد.
در اصطلاحات دینی و عرفانی، خذلان نقطهای مقابل توفیق و نصرت الهی است؛ حالتی که در آن به دلیل اعمال و خطاهای انسان، لطف خاص خداوند از او دریغ شده و شخص به تدبیر و توان محدود خودش واگذار میشود. این واژه در قرآن کریم نیز به صورت مشتقاتی نظیر «مخذول» (کسی که بییار و یاور رها شده) و «خذول» (بسیار خوارکننده و رهاکننده) به کار رفته تا عاقبت تکیه بر غیر خدا و پیروی از شیطان را به تصویر بکشد.