یعنی چه
تلخک دربار به شخص لوده، دلقک یا مسخرهای گفته میشود که در دربار پادشاهان و حکام وظیفه داشت با تقلید حرکات دیگران، بذلهگویی، طنزپردازی و شوخی، شاه و درباریان را سرگرم کند. این واژه کاملاً کلاسیک و تاریخی است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «تَلْخَک» (با فتح تاء و سکون لام) به عنوان مضاف و «دَرْبار» به عنوان مضافالیه تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای این عبارت در جدول، خودِ واژه «تلخک دربار» با ۹ حرف است؛ اما بسته به تعداد حروف، کلماتی چون طلخک یا کریم شیرهای نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از اصطلاحات فوق استفاده میشود. همچنین در زبان عربی به آن «مهرج البلاط» و در ترکی «Saray soytarısı» میگویند.
به فارسی
از واژههای هممعنی و برگردانهای رایج فارسی آن میتوان به دلقک دربار، مسخرهٔ شاهی، لودهٔ درباری، بازیگر دربار و طلخک اشاره کرد. جالب اینکه واژه «دلقک» خود دگرگونشده از نام «طلخک» (دلقک معروف سلطان محمود غزنوی) است. ریشه آن از واژه تلخ به همراه کاف تصغیر ساخته شده و همخانوادههایی چون تلخی و تلخکامی دارد.
نماد چیست
تلخک دربار در ادبیات و تاریخ نماد «حقیقتگویی در جامهٔ شوخی»، «آزادی بیان مشروط» و پل ارتباطی طنزآمیز میان توده مردم و پادشاه است. او تنها کسی بود که حق داشت با زبان نقد و تمسخر، اشتباهات حاکم را به رخ او بکشد و تنهایی پادشاه را پر کند.
جمعبندی و توضیح کامل تلخک دربار
تلخک دربار در تاریخ و ادبیات فارسی، شخصیتی فراتر از یک سرگرمکنندهٔ ساده بوده است. ریشهٔ واژهٔ دلقک در زبان فارسی به نام «طلخک» یا «تلخک»، مسخرهٔ معروف دربار سلطان محمود غزنوی برمیگردد. این ساختار از واژهٔ تلخ به همراه کاف تصغیر تشکیل شده و نشاندهندهٔ طنز تلخ و گزندهای است که در رفتارهای این افراد نهفته بود. تلخکها با استفاده از لودگی و مسخرگی، فضایی امن برای خود ایجاد میکردند تا بتوانند سختترین حقایق سیاسی و اجتماعی را به گوش پادشاهان برسانند.
این شخصیتها در واقع نماد آزادی بیان مشروط در دوران استبداد بودند؛ افرادی مانند طلخک در عهد غزنوی یا کریم شیرهای در دربار ناصرالدینشاه قاجار، با ظرافت و تیزهوشی، اشتباهات حکام و درباریان را به ریشخند میگرفتند و از این طریق بار سنگین تنهایی و غرور شاهان را به تعادل میرساندند. مفهوم تلخک دربار در هیچیک از آیات قرآن کریم به صورت مستقیم یا معادل به کار نرفته و جایگاهی کاملاً عرفی، تاریخی و ادبی دارد.