یعنی چه
این واژه در ادبیات گذشته و متون کهن به کسی اطلاق میشد که به جوانان کمسنوسال و بدون ریش و سبیل (که به آنها ساده یا سادهروی میگفتند) تمایل داشته است. بر خلاف ظاهر آن، ارتباطی با سادهزیستی یا طرفداری از سادگی ندارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت سادِه-پَرَست (sāde-parast) است که از دو جزء «ساده» و «پرست» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق در جدول کلمات متقاطع برای این مفهوم، خود واژه «ساده پرست» با ۸ حرف است. واژههای هممعنی دیگر مانند غلامباره و شاهدباز نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در متون تاریخی و ادبی انگلیسی، معادل دقیق این مفهوم Pederast است. شایان ذکر است که ترجمه آن به Naive (سادهلوح) در برخی منابع آنلاین، به دلیل خلط معنای ظاهری کلمه، کاملاً نادرست است.
به فارسی
مترادفهای اصیل و تاریخی این واژه مرکب در زبان فارسی شامل واژگانی چون غلامباره، امردباز و شاهدباز است که همگی به یک مفهوم اجتماعی و تاریخی در ادبیات کهن اشاره دارند.
نماد چیست
این کلمه صرفاً یک صفت فاعلی مرکب با کاربرد توصیفی در متون گذشته است و دارای نماد، مظهر یا نشانه خاصی در فرهنگ عامه یا اسطورهشناسی نیست.
جمعبندی و توضیح کامل ساده پرست
واژه «سادهپرست» یک صفت فاعلی مرکب و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب «ساده» (دارای ریشه پهلوی sātag به معنی جوان نوخط و بدون ریش) و «پرست» (از ریشه پرستیدن) ساخته شده است. برخلاف ظاهر گمراهکننده این کلمه که ممکن است در وهله اول معنای «طرفدار سادگی و بیآلایشی» را به ذهن متبادر کند، در فرهنگهای معتبر لغت مانند دهخدا و معین، معنای آن کاملاً متفاوت و متمایز است.
این اصطلاح در ادبیات کلاسیک و اشعار کهن فارسی به معنای شخص مایل به همنشینی و صحبت با جوانان نوخط (امردباز یا غلامباره) به کار میرفته است. در واقع، در گذشته به نوجوانانی که هنوز محاسن آنها درنیامده بود، «سادهروی» میگفتند و این واژه مستقیماً به آن مفهوم اشاره دارد. بنابراین، استفاده از آن به عنوان معادل سادهزیستی یا سادهلوحی اشتباهی فاحش در شناخت ریشههای لغوی است.