یعنی چه
ترشباله (یا ترشپالا) واژهای اصیل و عامیانه در برخی گویشهای بومی ایران مانند شیرازی، یزدی و کرمانی است که به ابزار فلزی یا پلاستیکی و سوراخسوراخی اطلاق میشود که برای صاف کردن برنج، پلو، پالوده و به طور کلی جدا کردن مایعات از مواد غذایی کاربرد دارد. این واژه در ادبیات کلاسیک و لغتنامه دهخدا نیز به صورت «ترشپالا» ثبت شده است و یک واژه معمولی و قدیمی محسوب میشود.
تلفظ
این واژه در گویشهای محلی به صورت «تَرشْبالِه» یا در برخی مناطق به صورت «تَرشْپالِه» و «تَرشْپالا» با سکون شین و فتح تاء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، در پاسخ به راهنمای «آبکش» یا «چلوصافی»، واژه ۷ حرفی «ترش باله» یا «ترشپالا» به عنوان یک پاسخ اصیل و سنتی قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به ابعاد و کاربرد دقیق آشپزخانه، برای ظرف سوراخداری که برنج یا ماکارونی را در آن آبکش میکنند از واژه Colander و برای صافیهای کوچکتر از Strainer استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی و آذربایجانی به هر نوع وسیله مشبک و سوراخداری که برای فیلتر کردن و صاف کردن مایعات از جامدات به کار میرود، سوزگچ (Süzgeç) میگویند.
به فارسی
این واژه خود یک ترکیب اصیل فارسی است. واژگان هممعنی و جایگزین معروفی همچون آبکش، چلوصافی و صافی در فارسی معیار امروز کاربرد همگانی دارند که دقیقاً همان ساختار و کارایی را معنا میکنند.
نماد چیست
اگرچه این واژه در ادبیات کلاسیک نماد عرفانی یا فرهنگی خاصی نیست، اما در ادبیات معاصر و عامیانه ایران (برای نمونه در رمان سنگ صبور اثر صادق چوبک) به دلیل ماهیت سوراخسوراخ آبکش، به عنوان استعاره و کنایهای برای توصیف چهرههای پرجوش، آبلهرو یا سوراخسوراخ به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل ترش باله
واژه «ترش باله»، «ترشبالا» یا «ترشپالا» یکی از کلمات اصیل و ریشهدار در زبان فارسی و گویشهای محلی نواحی مرکز و جنوب ایران نظیر شیراز، یزد و کرمان است. این کلمه ترکیبی از نظر ریشهشناسی به دو دیدگاه منسوب است؛ گروهی آن را دگرگونشده عبارت «تراوش پیاله» (به معنای ظرفی که آب از آن میتراود) میدانند و گروهی دیگر آن را تغییریافته واژه «درشتپالا» به معنی ابزاری که اجزای درشت غذا را روی خود نگه میدارد، قلمداد میکنند.
در کاربرد روزمره و ملموس، این واژه دقیقاً همان ابزار مشبک و سوراخسوراخی است که امروزه تحت عنوان آبکش یا چلوصافی در آشپزخانهها برای جداسازی آب از برنج، ماکارونی یا پالوده استفاده میشود. لغتنامه دهخدا نیز این واژه را ثبت کرده که نشاندهنده قدمت و اصالت آن در فرهنگ آشپزی و زبانی ایرانیان است.
از بُعد ادبی و استعاری نیز این واژه به دلیل ظاهر خاص و روزنههای متعددی که دارد، در ادبیات داستانی عامیانه برای کنایه زدن به صورتهای پر از لک و آبلهگون استفاده شده است. معادلهای خارجی آن مانند Colander در انگلیسی و Süzgeç در ترکی نیز دقیقاً به همین مفهوم کاربردی اشاره دارند.