یعنی چه
ترکیب دو واژهٔ «ذو» به معنی دارنده و «فضل» به معنی بخشش و احسان است. فضل در لغت به معنی چیزی است که اعطای آن واجب نیست و از روی کرم و بزرگواری داده میشود.
تلفظ
این عبارت به صورت «ذو» (با واو کشیده یا کوتاه بسته به ترکیب) و «فَضْل» (با فتح فاء و سکون ضاد) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف (۵ حرف با احتساب فضا یا پیوستگی) خودِ «ذو فضل» یا معادلهایی چون «بخششدار» است.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی برای توصیف این صفت از واژگانی که به بخشندگی و فیض الهی اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
از نظر ساختار زبانی، این عبارت خود ریشهٔ عربی دارد و در کلام فصیح به معنای کسی است که احسان بیپایان دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن واژههایی هستند که بر کرم، بزرگواری و اعطای نعمت بدون منت دلالت میکنند.
در قرآن
این عبارت (به صورت ذو الفضل یا ذو فضل) در آیات متعددی مانند آیه ۴ سوره جمعه (...وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ) به کار رفته و نماد رحمت و رزق بیانتها و فراتر از استحقاق بندگان است.
جمعبندی و توضیح کامل ذو فضل
عبارت «ذو فضل» یک ترکیب وصفی عربی است که وارد زبان فارسی شده و در متون ادبی و مذهبی کاربرد بالایی دارد. این کلمه از دو بخش «ذو» به معنای صاحب و دارنده، و «فضل» به معنای بخشش، افزونی و احسانی که از روی لطف (و نه وظیفه) انجام میشود، تشکیل شده است.
در فرهنگ عامه و مذهب، این واژه یادآور رحمت بیمنّت و همیشگی پروردگار است. چرا که در قرآن کریم نیز بیش از ده بار این صفت مستقیماً برای خداوند رحمان به کار رفته تا بر اعطای پاداشها و نعمتهای فراتر از حد استحقاق بندگان تأکید شود.
از نظر ساختار واژگانی، این کلمه با واژههایی چون فاضل، فضیلت و افضل همخانواده است و در کاربردهای روزمره یا حل جدول، مترادفهای روانی چون کریم، بخشنده و بزرگوار دارد که همگی نشاندهندهٔ علوّ طبع و سخاوت هستند.