یعنی چه
در ادبیات فارسی، نالنده به کسی اطلاق میشود که به دلیل دردمندی، اندوه فراوان یا بیماری ناخوش است و صدای اندوهگین از خود تولید میکند. همچنین در متون کهن به معنای شخص رنجور و علیل نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتحة قبل از نون آخر (نالَنده) است و از نظر دستوری صفت فاعلی مشتق محسوب میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «ناله کننده» یا «بیمار و علیل»، واژه ۶ حرفی «نالنده» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی از صفات و واژگانی که دلالت بر گلهمندی، زاری و بیان درد دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به سیاق متن، کلماتی که مفهوم شکایت، گریه یا آه و ناله از روی تضرع را میرسانند، به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
واژههای هممعنا و مترادف فارسی برای نالنده شامل کلماتی چون نالان، مویهگر و دردمند است. همچنین واژههای متضاد آن شامل خندان، شادمان، تندرست و خشنود میشود.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک فارسی، پرندگانی مانند بلبل و کبوتر به خاطر آوازهای حزینشان نماد عاشق نالنده هستند. افزون بر این، در اشعار خاقانی ساز بربط نیز به عنوان نمادی از یک موجود نالنده و دردمند توصیف شده است.
جمعبندی و توضیح کامل نالنده
واژه «نالنده» یک صفت فاعلی اصیل و خالص فارسی است که از بن مضارع فعل نالیدن به همراه پسوند «ـَنده» ساخته شده است. این کلمه در سیر تاریخی زبان فارسی ریشه در زبان پهلوی داشته و همواره برای توصیف حالات اندوه، بیماری، و گلهمندی ناشی از رنج یا فراق به کار رفته است.
در ادبیات غنی فارسی، نالنده تنها به انسان خسته و بیمار محدود نمیشود؛ بلکه شاعران به کرات موجوداتی همچون بلبل و حتی سازهایی نظیر بربط و عود را به دلیل آوای غمانگیزشان، به عنوان نمادهای بارز موجودات نالنده و شاکی از روزگار یا فراق یار تصویر کردهاند.
این کلمه از نظر ساختاری ۶ حرف دارد و کاربرد آن در حل جدولهای کلمات متقاطع بسیار رایج است. نالنده فاقد هرگونه کاربرد مستقیم در متن قرآن بوده و کاملاً ریشه در ادب و فرهنگ ایرانی دارد.