یعنی چه
این مصدر مرکب در زبان فارسی به معنای کندن زمین، حفر کردن کوه یا زمین به قصد رسیدن به مواد معدنی، جواهرات و فلزات گرانبها است. در ادبیات فارسی این کار همواره با رنج و مشقت فراوان همراه بوده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «کانْ کَندَن» است که در آن واژه اول با سکون نون و واژه دوم با فتح کاف و سکون نون خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به راهنمای «معدنکاری یا حفر معدن» با توجه به تعداد حروف، واژه «کان کندن» است که دقیقاً از ۷ حرف تشکیل شده است.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از واژه تَعْدین (از ریشه معدن) یا عبارت حفر المناجم استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای هممعنی خالصتر یا رایج در فارسی امروز شامل معدنکاری، استخراج معدن و کاوشِ کان است. واژههای همخانواده آن «کان» (معدن، کانی) و «کن» (کانکن، کندوکاو) هستند که ریشه در پارسی باستان و پهلوی دارند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، کان کندن یا کوه کندن (مانند داستان فرهاد کوهکن) تمثیل و نمادی از تحمل سختیهای فوقالعاده، صبوری و رنج بیپایان برای استخراج یک گوهر ارزشمند یا رسیدن به معشوق و مقصود دل است.
جمعبندی و توضیح کامل کان کندن
مصدر مرکب «کان کندن» از اصطلاحات اصیل و کهن زبان فارسی است که از دو جزء «کان» (به معنی معدن یا منبع که ریشه در واژگان پهلوی دارد) و «کندن» (به معنی حفر کردن با ریشه اوستایی) تشکیل شده است. این واژه در لغت به معنای استخراج معدن، حفاری و پیشبرد عملیات معدنکاری برای بیرون کشیدن گنجینهها و مواد کانی از دل زمین است.
در ادبیات کلاسیک ایران، بهویژه در آثار بزرگان چون سعدی و نظامی، این عبارت کاربردی کنایی و نمادین یافته است. کان کندن به دلیل دشواریِ ذاتی این کار در دوران باستان، به مظهر و نمادِ تلاشهای جانفرسا، صبر، استقامت و تحمل مرارتهای شدید برای دست یافتن به یک هدف بزرگ یا گوهری نایاب تبدیل شده است؛ چنانکه سعدی جان کندنِ بخیل را با کان کندن مقایسه میکند.