یعنی چه
متخلخل شدن به معنای پدید آمدن منافذ، حفرهها و سوراخهای ریز در بافت یک جسم جامد است؛ بهطوریکه چگالی آن کاهش یافته و فضای خالی برای نفوذ هوا یا مایعات در آن ایجاد شود. این واژه بیشتر در علوم تجربی، زمینشناسی و خاکشناسی کاربرد دارد.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «مُتَخَلْخِل» (بر وزن مُتَفَعِّل از ریشه عربی خلل) و مصدر «شُدَن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «پرمنفذ شدن» یا «اسفنجی شدن»، واژهٔ ۹ حرفی «متخلخل شدن» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این فرایند علمی و فیزیکی از واژه Porosity (تخلخل) یا عبارت Becoming porous استفاده میشود.
به عربی
در متون علمی عربی، برای این مفهوم اصطلاح «تبدیل إلى مادة مسامية» (تبدیل شدن به مادهای دارای منافذ) دقیقتر است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژهٔ Gözenek به معنای منفذ است و این اصطلاحات به معنی منفتح شدن یا پرمنفذ شدن هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق و سرهٔ فارسی این واژه عبارتند از: پرمنفذ شدن، اسفنجی شدن، نفوذپذیر شدن و مشبک شدن که همگی ویژگی وجود فضاهای خالی در یک جسم را رسانند.
جمعبندی و توضیح کامل متخلخل شدن
عبارت «متخلخل شدن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از واژهٔ عربی «متخلخل» و فعل معین «شدن» ساخته شده است. این اصطلاح دقیقاً به معنای ایجاد فضاهای خالی، حفرهها و منافذ ریز در ساختار داخلی یک جسم جامد است. با وقوع این پدیده، حجم ظاهری جسم تغییر چندانی نمیکند اما چگالی آن کاهش یافته و قابلیت نفوذ آب، هوا یا دیگر مایعات در آن به شدت افزایش مییابد.
این واژه کاربرد بسیار گستردهای در علوم طبیعی به ویژه زمینشناسی، خاکشناسی و متالورژی دارد. برای ملموس شدن این مفهوم در دنیای واقعی، میتوان به بافت سنگ پا یا اسفنج اشاره کرد که نمونههای بارز اجسام متخلخل هستند. در ساختار خاک نیز متخلخل شدن باعث میشود که ریشه گیاهان بهتر تنفس کرده و آب را در خود نگه دارد.
از نظر ریشهشناسی، متخلخل از ریشه ثلاثی (خ - ل - ل) در باب تفعل شکل گرفته که به معنای فاصله افتادن میان اجزای یک ماده است. متضادهای دقیق این واژه در زبان فارسی «متراکم شدن» و «فشرده شدن» هستند که برعکس این فرایند، به هم چسبیدن اجزا و از بین رفتن منافذ را نشان میدهند.