یعنی چه
برگستوان در اصل به پوشش زرهی، نمدی یا چرمی ضخیمی گفته میشود که در جنگهای دوران باستان و قرون وسطی بر روی بدن اسب یا فیل میانداختند تا حیوان از آسیب تیر، نیزه و ضربات شمشیر دشمن در امان بماند. گاهی این واژه به زره و خفتان خودِ سربازان و جنگاوران نیز اطلاق میشد، اما کاربرد اصلی و عمده آن برای چهارپایان نظامی بوده است.
تلفظ
این کلمه به صورت بَ رْ گَ سْ تُ و ا ن (bargas-tavān) تلفظ میشود. ریشه این واژه به زبان پارسی میانه (پهلوی) بازمیگردد و از ترکیب «بَر» به معنی سینه و روی، «کُست» به معنی پهلو و کنار، و پسوند «وان» به معنی نگهبان تشکیل شده که در مجموع مفهوم «محافظ سینه و پهلو» را میرساند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «زره اسب»، «پوشش اسب جنگی» یا «خفتان» به کار میرود و دقیقاً یک واژه ۸ حرفی است.
به انگلیسی
نزدیکترین و دقیقترین معادل انگلیسی برای زره اسب واژه Barding است. همچنین واژه معرب آن در متون کهن عربی به صورت «تَجْفاف» (جمع: تَجافيف) یا به شکل دستنخورده «برکستوان» استفاده شده است.
به فارسی
واژههای هممعنی و مترادف فارسی آن شامل کستوان، پرکستوان، کجم، کجین، غژاغند و کژاغند هستند. همچنین واژههای «برگستواندار» (صاحب اسب زرهپوش) و «برگستوانکش» از همخانوادههای سنتی آن در ادبیات حماسی به شمار میروند.
نماد چیست
در ادبیات حماسی ایران، به ویژه در شاهنامه فردوسی، داشتن اسب برگستواندار و تجهیزات کامل رزمی، نماد شکوه، شوکت، رتبه بالای نظامی و آمادگی کامل پهلوان برای رویارویی در نبردهای سهمگین بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل برگستوان
واژه «برگستوان» یکی از اصطلاحات کهن و اصیل نظامی در زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه دارد. این واژه به پوششهای محافظتی و زرهی سنگینی اشاره دارد که در جنگهای باستانی برای ایمن نگه داشتن اسبها و فیلهای جنگی از باران تیر و ضربات نیزه ساخته میشد. جنس این پوششها معمولاً از چرم محکم، فلزات پولکی یا پارچههای ستبر انباشته از ابریشم خام بود.
در ادبیات حماسی ما و به خصوص در شاهنامه، برگستوان صرفاً یک ابزار جنگی ساده نیست؛ بلکه جلوهای از شوکت، اقتدار و مرتبه بالای نظامی سالار جنگ و پهلوانان به شمار میرفته است. تصویرسازی اسبهای برگستواندار در میدان رزم، نشاندهنده عظمت سپاه و آمادگی همهجانبه برای دفاع یا حمله بوده است.
امروزه با تغییر ماهیت جنگها و منسوخ شدن ابزارهای نبرد تنبهتن، این واژه کاربرد روزمره خود را از دست داده و بیشتر در متون ادبی، اشعار حماسی و به عنوان یک کلمه کلیدی و اصیل در جدولهای کلمات متقاطع و لغتنامهها مورد توجه قرار میگیرد.