یعنی چه
خزان شدن به معنای فرا رسیدن فصل پاییز، دگرگون شدن طبیعت، زرد شدن و ریختن برگ درختان است. این عبارت در ادبیات فارسی به صورت مجاز و کنایه، برای توصیف رو به زوال رفتن، بیطراوت شدن، پیری و پایان دوران شادابی و جوانی انسان نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «خَزان شُدَن» (خَ / زان / شُ / دَن) است که در آن حرف خاء مفتوح (با صداى -َ-) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «پاییز شدن»، «برگریزان شدن» یا «پژمرده شدن»، پاسخ هفتحرفی «خزان شدن» مورد نظر است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم خزان شدن در زبان انگلیسی، بسته به متن میتوان از عباراتی که به آمدن پاییز یا پژمردگی گیاهان اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی، واژه «تخرف» به معنای پاییز شدن و «ذبول» به معنای حالت پژمردگی و زوال که نماد خزان است، استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و واژههای جایگزین فارسی این عبارت شامل پاییز شدن، برگریزان شدن، افسردگی طبیعت، زردگون شدن، و در مفهوم کنایی، افتادگی، پژمردگی و رو به افول گذاشتن است.
نماد چیست
خزان شدن در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد بارز دوران پیری، فرسودگی، پایان دوران جوانی و شادابی است. این مفهوم همواره یادآور غم، اندوه، تنهایی و همچنین نشانهای از گذرا بودن زندگی مادی و زیباییهای دنیوی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خزان شدن
واژه «خزان شدن» یک ترکیب فعلی اصیل فارسی است که در درجه اول به تغییرات طبیعی زمین در فصل پاییز، یعنی زرد شدن و ریزش برگها اشاره دارد. برخی ریشهشناسان واژه خزان را با فعل «خزیدن» مرتبط میدانند؛ به این معنا که باد سرد پاییزی روی زمین میخزد و درختان را عریان میکند. این واژه کاملاً فارسی است و نباید آن را با ریشه عربی «خ ز ن» (به معنی ذخیره کردن و گنجینه که در قرآن به صورت خزائن آمده) اشتباه گرفت؛ چرا که این دو صرفاً شباهت ظاهری دارند.
در قلمرو شعر و ادبیات، خزان شدن فراتر از یک پدیده طبیعی ظاهر میشود و به عنوان استعارهای عمیق برای توصیف احوال انسان به کار میرود. این عبارت کنایه از رو به پایان رفتن روزگار خوشی، از دست رفتن جوانی، طراوت و رسیدن به سنین پیری و فرسودگی است که با مفاهیمی چون غم، تنهایی و زوال گره خورده است.