یعنی چه
در اصطلاحات فقهی و حقوقی، به مال، کالا، کار یا تعهدی که دو طرف بر سر آن با یکدیگر پیمان میبندند، «معقود علیه» یا موضوع قرارداد میگویند. برای مثال، در قرارداد خرید و فروش یک خودرو، خودِ خودرو و پولی که بابت آن پرداخت میشود، معقود علیه هستند.
تلفظ
این عبارت به صورت «مَعْقُودْ عَلَیْه» تلفظ میشود که ریشه در زبان عربی دارد.
در جدول
در کاربردهای جدولی، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «مورد معامله» یا «موضوع قرارداد» کاربرد دارد و دقیقاً از ۹ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در متون حقوقی انگلیسی، برای اشاره به مال یا تعهدی که محور اصلی یک قرارداد است، از این اصطلاحات استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح اساساً عربی است و در حقوق و فقه کشورهای عربزبان به همین صورت با معنای کاملاً مشابه به کار میرود.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این کلمه ترکیبات «مورد معامله»، «موضوع قرارداد» و «محل عقد» هستند که در گفتار روزمره و متون حقوقی مدرن کاربرد دارند.
در قرآن
خودِ عبارت ترکیبی «معقود علیه» در متن قرآن کریم عیناً به کار نرفته است؛ با این حال، ریشهٔ آن یعنی واژهٔ «عقود» در آیه اول سوره مائده آمده است، جایی که خداوند میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» (ای کسانی که ایمان آوردهاید، به پیمانها و قراردادهای خود وفا کنید).
جمعبندی و توضیح کامل معقود علیه
اصطلاح تخصصی «معقود علیه» یکی از ارکان اساسی در صحت هر قرارداد و معامله در فقه اسلامی و قانون مدنی است. این واژه در لغت به معنای «آنچه بر آن گره و پیمان بسته شده» میباشد و در عمل به همان مال، کالا، خدمات یا تعهدی اشاره دارد که محور اصلی دادوستد میان دو طرف (متعاقدین) قرار میگیرد. به عنوان مثال، در یک قرارداد اجاره، ملکِ مورد اجاره و مبلغ اجارهبها، معقود علیه محسوب میشوند.
براساس قواعد حقوقی و فقهی، معقود علیه برای اینکه یک معامله صحیح باشد باید شرایط ویژهای داشته باشد؛ از جمله اینکه باید ارزش اقتصادی (مالیت) داشته باشد، کاملاً معلوم و معین باشد تا ابهامی باقی نماند، و تسلیم یا انجام آن برای فروشنده یا متعهد مقدور باشد. در غیر این صورت، معامله باطل خواهد بود.
در ساختار ارکان عقد، معقود علیه در کنار «متعاقدین» (خریدار و فروشنده یا طرفین معامله) و «صیغه» (ایجاب و قبول) قرار میگیرد و بدون وجود آن، اساساً انعقاد هرگونه پیمان یا مسبّب حقوقی غیرممکن و بیمعنی است.