یعنی چه
این عبارت به دو مفهوم اساسی اشاره دارد: نخست فاقد محتوا، ارزش یا مفهوم مشخص بودنِ یک پدیده یا سخن، و دوم در بیان عامیانه و کنایی، به معنای بیمنطق بودن، بیدلیل بودن یا غیرقابل قبول بودن یک رفتار یا ادعا.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی از دو بخش «مَعنی» (با سکون عین) و فعل «نداشتن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف به صورت «معنی نداشتن» (۱۰ حرف) یا معادلهای سه حرفی آن مانند «لغو» و «عبث» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، عبارات فوق دقیقترین معادلها برای رساندن این مفهوم هستند.
به عربی
در زبان عربی از ترکیبات نفی جنس یا افعال ناقصه برای رساندن مفهوم بیمعنایی استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه anlam به معنی واژه و پسوند sız نشانه نفی و فقدان است.
به فارسی
برگردانها و مترادفهای دقیق فارسی این عبارت شامل بیمعنی بودن، نامفهوم بودن، پوچ بودن، بیمحتوا بودن، یاوهبودن، بیمنطق بودن و لغو بودن است. متضادهای آن نیز شامل معنادار بودن و منطقی بودن میشود. همچنین ریشه واژه «معنی» عربی و «داشتن» باستانی است.
جمعبندی و توضیح کامل معنی نداشتن
عبارت «معنی نداشتن» یک ترکیب فعلی پرکاربرد در زبان فارسی است که دایره معنایی آن از مباحث زبانشناختی تا مکالمات روزمره گسترده است. در وجه نخست و فلسفی/زبانی، این عبارت به کلام، متن یا پدیدهای اشاره دارد که فاقد پیام، محتوا یا مفهوم قابل درک باشد و نتوان تعبیر مشخصی از آن ارائه داد.
در وجه دوم که بیشتر در زبان عامیانه و کنایی کاربرد دارد، این عبارت برای به چالش کشیدن منطق یک رفتار، تصمیم یا سخن به کار میرود؛ به این معنی که اقدام صورتگرفته با عقل سلیم، قوانین یا هنجارهای موجود همخوانی ندارد و غیرقابل قبول است. در متون کهن و دینی نیز مفاهیم همسو با آن معمولاً با واژگانی چون لغو، باطل و عبث توصیف شدهاند.