یعنی چه
بیقراری در لغت به معنای نداشتن آرامش و ثبات است. این حالت روحی یا جسمی زمانی رخ میدهد که فرد دچار دلهره، طپش، فزع یا ناشکیبایی شده و توانایی سکون و صبوری را از دست میدهد. این واژه از پیشوند نفی «بی» فارسی و واژه «قرار» عربی ترکیب شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [بِیْقَراری] است که شامل پیشوند نفی «بی» با مصوت کوتاه و واژه «قراری» میباشد.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «بیقراری» به عنوان پاسخ برای طراحانی که کلمهای ۷ حرفی در مفهوم ناآرامی یا دلهره میخواهند استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، واژههای متعددی برای رساندن مفهوم بیقراری وجود دارد که رایجترین آنها Restlessness است.
به عربی
در زبان عربی مفهوم بیقراری با واژههایی چون قلق و جزع مترادف است. همچنین در قرآن کریم مفهوم جزوع و هلوع برای انسان ناآرام به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، «سیماب» (جیوه) به دلیل روانی و حرکت همیشگی، بزرگترین نماد بیقراری به شمار میرود. همچنین «مرغ بسمل» یا مرغ نیمبسمل نیز نماد تپش شدید و ناآرامی مفرط است.
جمعبندی و توضیح کامل بیقراری
بیقراری یکی از حالات روانی و عاطفی انسان است که با ویژگیهایی چون ناآرامی، دلهره، طپش قلب و عدم ثبات شناخته میشود. این واژه ساختاری پیشوندی دارد و از ترکیب «بی» فارسی و «قرار» عربی به دست آمده است و متضاد مفاهیمی چون آرامش، صبوری و سکون است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، شاعران برای تصویرسازی این حالت از نمادهایی همچون سیماب (جیوه) به خاطر تحرک دائمیاش، یا مرغ بسمل به خاطر تپش و جانکندن ناآرام استفاده کردهاند. این مفهوم در متون دینی نیز بررسی شده و واژههایی مانند جزع به عنوان معادلهای اخلاقی و رفتاری آن معرفی شدهاند.