یعنی چه
ورز دادن به معنای با دست بهشدت مالیدن، فشردن و زیر و رو کردن خمیر، گل، گوشت چرخکرده یا هر مادهٔ انعطافپذیر دیگری است تا کاملاً هموار، یکدست و آمادهٔ استفاده شود. این واژه مجازاً به معنای تمرین دادن و آماده کردن بدن یا ذهن نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «وَرْزْ دادَنْ» (varz dādan) است که از دو جزء «ورز» (با سکون ر و ز) و «دادن» تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند مالیدن، چنگ زدن یا آماده ساختن مد نظر قرار میگیرد. خود واژهٔ «ورز دادن» دقیقاً ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای ورز دادن خمیر و گل واژه Knead است و برای بدن از Massage استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای ورز دادن خمیر، گل یا گوشت از فعل Yoğurmak استفاده میشود.
به فارسی
واژهٔ ورز دادن کاملاً پارسی اصیل است. ریشهٔ آن به واژهٔ اوستایی -varəz و پهلوی varzیدن بازمیگردد که به معنای کار کردن، عمل کردن و ممارست بوده است. همخانوادههای آن شامل ورز، ورزیده، ورزش، ورزیدن، ورزنده، کشاورز و دادورز هستند. واژههای متضاد آن رها کردن و افسردن میباشند.
نماد چیست
ورز دادن در ادبیات عرفانی و فرهنگ مکتوب نماد تحمل سختیها برای رسیدن به پختگی، یکدستی و کمال است؛ مانند تمثیل ورز دادن گل انسان توسط خالق در متون کهن.
جمعبندی و توضیح کامل ورز دادن
واژهٔ «ورز دادن» یک ترکیب فعلی کاملاً اصیل و پارسی است که ریشهای کهن در زبانهای اوستایی و پهلوی دارد. معنای فیزیکی و اصلی آن، فشردن و زیر و رو کردن مداوم موادی مانند خمیر، گل یا گوشت با دست است تا بافتی یکنواخت و آمادهٔ پخت یا شکلدهی پیدا کنند. این عمل نیازمند صرف انرژی، مداومت و دقت است.
در کنار معنای مادی، این واژه کاربردهای مجازی فراوانی نیز در فرهنگ و ادبیات فارسی دارد. ورز دادن ذهن یا بدن به معنای تمرین دادن و آمادهسازی آن برای کارهای سخت است. در نگاه نمادین و عرفانی نیز این واژه نمایندهٔ فرآیند صبوری، شکلپذیری و تحمل چالشها برای رسیدن به تکامل و پختگی نهایی به شمار میرود.