معنی
شک در لغت به معنای ایستادن بین دو امر است به طوری که هیچکدام بر دیگری برتری نداشته باشد. این حالت ذهنی نشاندهنده عدم تعین، تساوی احتمال بودن یا نبودن یک پدیده و فقدان باور قطعی است که در ادبیات و عرفان گاهی به عنوان مرحلهای برای رسیدن به یقین شناخته میشود.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی در کاری شک دارد، یعنی ذهن او میان پذیرش و رد آن موضوع معلق است و نمیتواند به یک تصمیم یا باور قاطع دست یابد. این واژه در کاربردهای روزمره به معنای بدگمانی و سوءظن نسبت به رفتار یا نیت دیگران نیز به کار میرود.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این کلمه از زبان عربی و از ریشه «ش ک ک» به معنی گمان بردن، به هم پیوستن یا نیزه زدن وارد زبان فارسی شده است. واژه شک در قرآن کریم نیز ۱۵ بار به کار رفته که در برخی موارد با صفت «مریب» (تردید اضطرابآور) همراه است و به فرهنگ و زبانهای دیگری مانند ترکی، اردو و کردی نیز راه یافته است.
جمله سازی
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل شک
واژه «شک» تجسم عینی تساوی و تعادل دو کفه ترازو در ذهن انسان است؛ حالتی که در آن فرد نه میتواند به سویی متمایل شود و نه توانایی رها کردن مسئله را دارد. این مفهوم دو حرفی و به ظاهر ساده، بار روانی و فلسفی سنگینی را حمل میکند. در نگاه عمومی و اخلاقی، شک پدیدهای ناخوشایند و همراه با اضطراب تلقی میشود که ثبات ذهن را برهم میزند و گاه به شکل سوءظن جلوه میکند.
با این حال، در دیدگاههای علمی، فلسفی و حتی عرفانی، شک به عنوان یک ایستگاه میانی و ضروری برای عبور از نادانی به شمار میرود. بدون ایجاد تردید در گزارههای پیشین، هیچگاه بستری برای جستوجو و رسیدن به یقین حقیقی فراهم نخواهد شد. از همین رو، شک را میتوان رنگ خاکستری میان سیاه و سفید دانست که حرکت انسان را به سمت روشنایی علم و ایمان تحریک میکند.