یعنی چه
درباختن در زبان فارسی به معنی فدا کردن، نثار کردن و از دست دادن مال، جان یا پاکی در قمار، عشق یا یک موقعیت مخاطرهآمیز است. در اصطلاح تصوف نیز به معنی محو کردن اعمال گذشته از نظر خود به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت فتحة دال، سکون راء، فتحه و سکون باء و تاء قرائت میشود: [دَ رْ با خْ تَ نْ].
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، به عنوان پاسخ برای واژههایی چون «از دست دادن»، «فدا کردن» یا «قمار کردن» استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد کلمه، معادلهای انگلیسی فوق برای رساندن مفهوم از دست دادن یا فدا کردن دارایی استفاده میشوند.
به عربی
در متون عربی و آیات قرآنی، مفهوم درباختن نفس یا مال معمولاً با واژههایی از ریشه خسران (مانند خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ) توصیف میشود.
به فارسی
این واژه کاملاً فارسی اصیل و مرکب از پیشوند «در» و مصدر «باختن» (از ریشه پهلوی) است. واژههای همخانواده آن شامل درباخته، باختن، بازی و باخت هستند. در زبان فارسی قدیم گاهی در معانی متفاوتی مثل وام دادن یا خرید و فروش کردن نیز به کار میرفته است.
نماد چیست
درباختن یک فعل اصطلاحی و زبانی است و به عنوان نماد ثبتشده اسطورهای یا تصویری در آیینها شناخته نمیشود؛ بلکه نمادی انتزاعی از تسلیم کامل یا زیان مطلق است.
جمعبندی و توضیح کامل درباختن
واژه «درباختن» یکی از افعال زیبای زبان فارسی اصیل است که ریشه در پارسی میانه دارد. این کلمه فراتر از یک باختن ساده در بازی، دلالت بر از دست دادن تمام و کمال چیزی (مانند مال، جان، یا دل) در یک مسیر پرمخاطره مثل قمار یا عشق دارد. شاعران بزرگی چون سعدی از این واژه برای نشان دادن مرز باریک میان سود مطلق و زیان کامل استفاده کردهاند.
از منظر معنایی، مترادفهایی چون دربازیدن و فدا کردن دارد و در تقابل مستقیم با واژههایی نظیر بردن و یافتن قرار میگیرد. همچنین در ادبیات عرفانی و تصوف، این واژه بار معنایی مثبتی به خود میگیرد که همان نادیده انگاشتن و محو کردن اعمال و طاعات گذشته از دید خود برای دوری از عُجب و غرور است.