یعنی چه
در گذشته، وقتی پادشاه یا حاکمی به نشانهی افتخار، تشویق یا انتصاب به یک مقام، به کسی «خلعت» (لباس فاخر، شال یا هدیه) میداد، فرد گیرنده موظف بود مبلغی پول به عنوان شیرینی، انعام یا هزینه تولید به صندوقدار شاهی یا مأمور آورنده بازگرداند. به این هدیه متقابل یا کارمزد، خلعتبها میگفتند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه ترکیبی به صورت [خَ لْ عَ تْ بَ ها] است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، این واژه ۷ حرف دارد و ممکن است با عنوان انعامِ مأمور یا حقالتشریف نیز شناخته شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاحاتی که نشاندهنده کارمزد یا هزینه دریافتی برای اعطای لباس افتخار شاهانه است استفاده میشود.
به عربی
در ساختار اداری دورههای اسلامی مانند عباسیان و عثمانیان، به هدیه یا رسوم متقابل مالی در ازای دریافت خلعت، رسمالخلعه میگفتند.
به فارسی
در واژگان و اصطلاحات سنتی فارسی، این کلمه ترکیبی از «خلعت» (ریشه عربی به معنی پوشاندن لباس) و «بها» (واژه پهلوی به معنی قیمت و ارزش) است و معادل ملموس آن حقالتشریف یا انعامِ اعطای خلعت است.
نماد چیست
در ساختار حکومتی و سنتی قدیم ایران بهویژه در دوران صفویه و قاجار (عهد ناصری)، پرداخت خلعتبها نمادی از تمکین، فرمانبرداری، وفاداری اداری و بیعت متقابل کارگزاران و حکام محلی با پادشاه یا قدرت مرکزی به شمار میرفت.
جمعبندی و توضیح کامل خلعت بها
اصطلاح «خلعتبها» یک ترکیب تاریخی، اداری و تشریفاتی در فرهنگ و رسوم گذشته ایران، بهویژه در دوران صفویه و قاجار است. این واژه از دو بخش «خلعت» (به معنی لباس یا هدیه فاخری که از سوی بزرگان اعطا میشود) و «بها» (به معنی قیمت و ارزش) تشکیل شده است. در نظام سنتی، اعطای خلعت از سوی پادشاه به حاکمان یا افراد برگزیده، نشانهای از لطف و انتصاب رسمی بود، اما دریافتکننده نیز در مقابل موظف بود مبلغی پول یا انعام را به مأمور حامل هدیه یا صندوقخانه شاهی پرداخت کند که به آن خلعتبها میگفتند.
این سنت اگرچه در ظاهر جنبه هدیه و شیرینی داشت، اما در باطن یک وظیفه اداری و مالی محسوب میشد و از نظر سیاسی، نمادی عمیق از وفاداری، فرمانبرداری و تجدید بیعت مأموران حکومتی با شاه به شمار میآمد. لازم به ذکر است که ریشه بخش اول این واژه در قرآن برای کندن کفش (داستان حضرت موسی) به کار رفته، اما خود اصطلاح خلعتبها کاملاً یک ترکیب اداری و عرفی در تاریخ ایران است.