یعنی چه
اشعریگری یک مکتب فکری کلامی در مذهب اهل سنت است که پیروان آن را اشاعره مینامند. این دیدگاه توسط ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری در قرون سوم و چهارم هجری پایهگذاری شد. وی که ابتدا از بزرگان مکتب خردگرای معتزله بود، از آن انشعاب کرد تا راهی میانه میان عقلگرایی افراطی معتزله و ظاهرگرایی محض اهل حدیث (حنابله) ایجاد کند. در این مکتب، تبیین عقلی اصول دین پذیرفته میشود اما در نهایت، عقل تابع و خدمتگزار نقل (قرآن و سنت) است.
تلفظ
این واژه به صورت اَشعَریگَری (aš'ari-gari) تلفظ میشود که منسوب به نام بنیانگذار این مکتب کلامی است.
در جدول
پاسخ متداول برای این مفهوم در جدولهای کلمات متقاطع، خود واژه «اشعری گری» یا «اشاعره» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مکتب کلامی از واژههای Ash'arism یا Ash'arite theology استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی اصطلاحات همارزی مانند مکتب کلامی اشعری، کلام اشعری و مسلک اشاعره برای توصیف این جریان به کار میرود.
نماد چیست
مکاتب کلامی و فرقههای اعتقادی در جهان اسلام (از جمله اشعریگری) هیچگونه نماد تصویری، لوگو یا آرم فیزیکی و باستانی ندارند. اگر منظور از نماد، چهرههای شاخص تاریخی باشد، افرادی چون امام محمد غزالی، فخر رازی و ابوبکر باقلانی بزرگترین نمادها و پرچمداران توسعه این تفکر هستند.
جمعبندی و توضیح کامل اشعری گری
اشعریگری یکی از مهمترین و گستردهترین مکاتب کلامی در میان اهل سنت است که با هدف ایجاد تعادل میان عقلگرایی مفرط معتزلی و ظاهرگرایی متعصبانه اهل حدیث شکل گرفت. ابوالحسن اشعری با بهرهگیری از ابزارهای منطقی و عقلی، تلاش کرد تا عقاید سنتی را تبیین کند، اما همواره اصالت و مرجعیت نهایی را به وحی و سنّت (نقل) اختصاص داد و عقل را در مرتبه بعدی و به عنوان خادم نقل تبیین نمود.
از جمله مهمترین و شاخصترین باورهای این مکتب فکری میتوان به نفی حسن و قبح عقلی (اینکه خیر و شر ذاتی نیستند و صرفاً امر و نهی الهی آنها را تعیین میکند)، نظریه کسب در افعال انسان (نوعی دیدگاه نزدیک به جبرگرایی که در آن انسان خالق عمل خود نیست بلکه آن را کسب میکند) و نیز اعتقاد به صفات زائد بر ذات برای خداوند اشاره کرد. این دیدگاهها در طول تاریخ با مخالفتهای جدی از سوی شیعه و معتزله روبرو شده است.