یعنی چه
این اصطلاح در زبان فارسی به معنای درهم رفتن، توی هم رفتن و حرکتِ توأم با پیچوتابِ موجودات یا افراد در یک فضای کوچک است؛ مانند وول خوردنِ تعداد زیادی کرم، مار یا تجمع فشرده و متراکم مردم در یک محیط بسته.
تنزلو/تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «در هَم لولیدَن» (dar ham lūlīdan) است که در آن واژهٔ لولیدن از حرکتهای ریز و مارپیچ گرفته شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول «در هم لولیدن» است که دقیقاً ۱۰ حرف دارد. از دیگر پاسخهای احتمالی میتوان به وول خوردن یا لول خوردن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به مراجع اصطلاح، واژگان متفاوتی استفاده میشود؛ برای انسانها از اصطلاح چرخیدن بیهدف و برای جانوران از هجوم و وول خوردن استفاده میگردد.
به عربی
در زبان عربی متناسب با نوع لولیدن (حرکت در جا یا تراکم جمعیت) از واژههای تململ، تداخل یا اکتظاظ استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و هممعنی فارسی برای این عبارت شامل واژههای عامیانه و فصیحی همچون وول خوردن، در هم پیچیدن، چپیدن، لول خوردن و تململ (به معنی در جای خود جنبیدن) است. همچنین متضاد مفهومی آن را میتوان پراکندهشدن یا سکون دانست.
جمعبندی و توضیح کامل در هم لولیدن
اصطلاح «در هم لولیدن» یک عبارت عامیانه، اصیل و با ریشهٔ کاملاً ایرانی و پارسی است که از گذشته در زبان محاوره برای توصیف حرکات مارپیچ، ریز و متراکم به کار میرفته است. ریشهٔ واژهٔ «لولیدن» در لغتنامههای شاخصی مثل دهخدا و معین به معنی در جای خود جنبیدن، حرکت کردن به آهستگی و بدون پیشرفتِ زیاد (مانند حرکت کرم یا مار) تعریف شده است.
در فرهنگ تصویرسازی ذهنی زبان فارسی، این عبارت مستقیماً یادآور و نماد جنبوجوش فشرده و کلافی از مارهای در هم تنیده یا تجمع بسیار فشرده و جابهجایی سختِ جمعیت در یک محیط کوچک است. این واژه به دلیل ماهیت کاملاً عامیانه و محلی خود، مابازای واژگانیِ مستقیم در متونی مانند قرآن کریم ندارد اما در ادبیات روزمره برای توصیف شلوغیهای کلافهکننده یا حرکات جانوران کاربرد فراوان دارد.