یعنی چه
«برشده گوهر» از تعابیر ارزشمند و کهن ادبیات فارسی است. «برشده» به معنای بالاآمده و افراشته، و «گوهر» به معنای اصل و جوهر است. در تفاسیر شاهنامه، این ترکیب کنایه از آسمان، چرخ برین، یا جوهر علوی است و برخی مفسران آن را استعاره از مرتبه بلندِ خرد و جان (عقل و نفس) دانستهاند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «بَرشده» (صفت مفعولی از مصدر برآمدن/بالارفتن) و «گوهر» (پارسی میانه gohr) تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع با مطلعِ دیباچه شاهنامه، کلمه ۹ حرفی «برشده گوهر» یا معادلهای آن نظیر «آسمان» مد نظر است.
به انگلیسی
برگردان دقیق مفهومی این ترکیب کنایی در زبان انگلیسی به جهانِ برین و اصلِ افراشته اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل و سره این عبارت شامل واژگانی چون آسمان، چرخ برین، گردون و جهان فرامتنی است. متضادهای آن نیز زمین، خاک و جهان فرودین هستند.
نماد چیست
این ترکیب در جهانبینی ایرانی-اسلامی و به ویژه در حکمت شاهنامه فردوسی، نمادی از فراتر رفتن از گمان و نام و نشان، و رسیدن به اوج هستی مجرد و عالم معناست.
جمعبندی و توضیح کامل برشده گوهر
ترکیب کنایی و کهن «برشده گوهر» یکی از زیباترین تعابیر به کار رفته در دیباچهٔ شاهنامه فردوسی است؛ آنجا که میفرماید: «ز نام و نشان و گمان برتر است / نگارندهٔ برشده گوهر است». این عبارت از پیشوند جهتساز «بَر» به همراه «شده» (از مصدر شدن در معنای کهنِ رفتن و بالا رفتن) و واژهٔ «گوهر» (ریشه گرفته از پارسی میانه gohr) ساخته شده است.
در لغتنامه دهخدا و نگاه شارحان شاهنامه، این اصطلاح اشاره به آفریدهٔ بلندمرتبه و افراشته یعنی آسمان، فلک و ستارگان دارد. در مرتبهای عمیقتر و از دیدگاه حکمت حکیم طوس، «برشده گوهر» استعارهای از جوهر علوی و مرتبهٔ والای خرد و جان (عقل و نفس) به شمار میرود که نماد اوجِ هستیِ مجرد و عظمت آفرینش پروردگار است.