یعنی چه
اشکره در زبان فارسی به انواع پرندگان شکاری بهویژه از تیرهٔ بازها اطلاق میشود که در گذشته برای شکارگری تربیت میشدند و در شکارگاههای سلطنتی پادشاهان کاربرد داشتند. این واژه حاکی از سرعت، چشم تیزبین و مهارت در صید است.
تلفظ
این واژه به صورت اَشکَره (esh-ke-re) تلفظ میشود و نباید با واژگان مشابه عربی اشتباه گرفته شود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «پرنده شکاری پنج حرفی» یا «مرغ شکاری قدیمی»، واژه اشکره یک جواب دقیق است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به نوع دقیق پرنده شکاری، از معادلهای Falcon یا Hawk برای این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به پرندگان شکاری و گوشتخوار «جارح» (پرنده شکارچی) و به نوع خاص آن «صقر» میگویند.
به فارسی
معادلهای اصیل و همخانواده این واژه در زبان فارسی شامل شکره (مخفف آن)، باشه، باز، پیغو و واژگانی چون شکارچی و شکارگر است که ریشه در زبان پهلوی دارند.
در قرآن
واژه اشکره یک لفظ کاملاً فارسی کهن است و در متن قرآن کریم وجود ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل اشکره
واژه «اشکره» یک اسم اصیل فارسی با ریشه در زبان پهلوی است که در متون کهن و ادبیات کلاسیک ایران به معنای پرنده شکاری تربیتشده به کار میرفته است. این کلمه که مخفف آن به صورت «شکره» نیز دیده میشود، به پرندگانی از تیرهٔ بازها، باشه یا پیغو اشاره دارد که به دلیل سرعت بالا و چشمان تیزبین، ابزار دست پادشاهان در شکارگاههای سلطنتی بودهاند.
در فرهنگ ادبی ایران، اشکره نمادی از جاهطلبی، قدرت، سرعت و مهارت در صید به شمار میرود. همچنین باید توجه داشت که این واژه هیچ ارتباطی با کلمات همآوا یا مشابه در زبان عربی (مانند شکراً) ندارد و یک واژه کاملاً مستقل با هویت واژهشناختی ایرانی است.