یعنی چه
واژه «آوازه» در زبان فارسی دو لایه معنایی عمده دارد. لایه نخست و رایجتر آن به مفهوم اشتهار، معروفیت و بلندآوازی نام (چه به نیکی و چه به بدی) اشاره میکند. لایه دوم که ریشه در اصالت کهن واژه دارد، به معنی صدا، آوا، بانگ و خبرهای دستبهدست شده یا همان شایعه است.
متضاد
برای واژه آوازه متضاد مستقیم و ثابتی در منابع لغوی کلاسیک ثبت نشده است، اما با توجه به کاربرد آن در مفهوم شهرت، واژگانی چون گمنامی و خمول (به معنی ناشناخته ماندن) به عنوان آرایه تضاد آن شناخته میشوند.
تلفظ
این واژه به صورت فتح حرف زاء در پایان (آوازه) تلفظ میشود و در وزن فاعلاتن قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ دقیق برای نشانه «آوازه» خود این کلمه با ۵ حرف است. معادلهای دیگر آن نظیر صیت (۳ حرفی) و شهرت (۴ حرفی) نیز بسیار پرکاربرد هستند.
به انگلیسی
بسته به اینکه آوازه در متن به معنی شهرت اجتماعی باشد یا به معنی خبر و صدای پیچیده در شهر، برگردان انگلیسی آن متفاوت خواهد بود.
به عربی
در زبان عربی دقیقترین معادل برای آوازه بلند، واژه «صیت» است که به معنای پیچیدن نام و یاد فرد در میان مردم است.
نماد چیست
واژه آوازه نماد مادی یا حیوانی خاصی در اساطیر ندارد، اما در ادبیات کلاسیک و حماسی فارسی، مجازاً به عنوان نمادی از زنده ماندن نام، پهلوانی، اصالت موروثی و جاودانگی یاد فرد پس از مرگ به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل آوازه
واژه «آوازه» یک کلمه اصیل و کهن پارسی است که از ترکیب تکواژ «آواز» و پسوند اسمساز «ـه» پدید آمده است. ریشه بنیادی آن به واژه اوستایی و پهلوی «واچ» یا «واک» به معنی صدا بازمیگردد. این کلمه تحول معنایی زیبایی را پشت سر گذاشته؛ به طوری که در ابتدا به معنی مطلقِ صدا، بانگ و نغمه بوده، سپس به معنای صدایی که پیچیده و پخش شده (شایعه و خبر) به کار رفته و در نهایت به مفهوم امروزی آن یعنی شهرت، اشتهار و نامآوری رسیده است.
این واژه در ادبیات کلاسیک بار معنایی چندگانهای دارد؛ هم میتواند نشاندهنده حسن شهرت و بلندآوازی یک پهلوان یا شاعر باشد و هم در بعضی متون به غوغا و هیاهوی برخاسته از یک خبر خنثی اشاره کند. از آنجا که واژهای کاملاً ایرانی است، در متن قرآن وجود ندارد، هرچند مفاهیم همارز آن مانند ذکر و سمعه در فرهنگ اسلامی فراوان یافت میشوند.