یعنی چه
در اصطلاح سنتی و صنعت نساجی قدیم، به ابریشم ناخالص، دغل و تصفیهنشدهای میگویند که کرم ابریشم پیلهٔ آن را سوراخ کرده و از آن خارج شده است. این امر باعث تکهتکه شدن الیاف و مخلوط شدن آن با فضولات و بقایای پیله میشود که کیفیتی پایین دارد.
تلفظ
این عبارت ترکیبی، به صورت اضافهٔ بیانی و با کسرِ میم در واژهٔ اول (ابریشمِ) و فتحِ نون در واژهٔ آخر (نَکرده) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه خودِ عبارت «ابریشم پاک نکرده» (۱۴ حرف) است و معادلهای کوتاهتر آن شامل لاس، کژ و قز میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به ضایعات ابریشم، ابریشم خام پاکنشده یا الیاف ناخالص حاصل از پیلههای سوراخشده از این اصطلاحات استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه القز یا حریر خام تصفیهنشده برای اشاره به این نوع ابریشم کمارزش و مخلوط با ناخالصی به کار میرود.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و اخلاقی ایران، این واژه نماد انسان یا پدیدهای است که ظاهری زیبا و فریبنده (مانند ابریشم) دارد، اما در درون آلوده، ناقص، دغل و بیارزش است؛ همانند علم منطقِ بیعمل در نگاه ناصرخسرو که آن را در برابر علم حقیقی به لاس (ابریشم پاکنکرده) تشبیه کرده است.
جمعبندی و توضیح کامل ابریشم پاک نکرده
عبارت «ابریشم پاک نکرده» که در لغتنامههای کهن مانند دهخدا و برهان قاطع به واژههایی نظیر «لاس»، «کژ» و «قز» معنا شده، نشاندهنده نوعی ابریشم فرومایه و دستنخورده است. این محصول به دلیل سوراخ شدن پیله توسط کرم، الیافی گسسته دارد و با فضولات پیله آمیخته است، از این رو پیش از فرآیند پاکسازی و تصفیه، ارزش تجاری ناچیزی در نساجی سنتی داشته است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این اصطلاح فراتر از کاربرد صنعتی خود، به عنوان یک استعاره اخلاقی و عرفانی عمیق به کار رفته است. شاعرانی چون ناصرخسرو از آن برای توصیف مفاهیمی استفاده کردهاند که با وجود نام بزرگ و ظاهر جذابشان، در باطن دچار غش، دغل و ناخالصی هستند و هنوز به مرتبه پاکی و کمال نرسیدهاند.