یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح سنتی و کنایه ادیبانه در زبان فارسی است. در گذشته برای ماندگاری بیشتر بوی خوش عود و ایجاد رایحهای شیرین و مطبوع در مجالس، شکر را با برادههای چوب عود مخلوط میکردند و در آتشدان (مجمر) میسوزاندند. این کار کنایه از بخشیدن صفا، شادی و عیش به محفل است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «شَکَر (šakar) دَر (dar) مِجْمَر (mejmar) اَنْداخْتَن (andāxtan)» است که مجمر در آن به معنای آتشدان میباشد.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی در خصوص کنایه از معطر کردن مجلس یا خوشبو کردن محفل با ۱۶ حرف، عبارت «شکر در مجمر انداختن» است.
به انگلیسی
برای این اصطلاح کنایی فارسی معادل فرضی و توصیفی در انگلیسی استفاده میشود که به عمل خوشبو کردن مجمر یا سوزاندن بخور دلالت دارد.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم کاربردی این عمل از واژه تبخیر المجلس استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و عبارات همارز فارسی این اصطلاح شامل عودسوزی، غالیهسایی، عطر افشاندن، شکرلب ساختن محفل و پراکندن بوی خوش در فضا است.
جمعبندی و توضیح کامل شکر در مجمر انداختن
عبارت «شکر در مجمر انداختن» یکی از کنایههای ظریف و فاخر در ادبیات و فرهنگ سنتی ایران است که ریشه در آداب و رسوم بزمها و ضیافتهای اعیان در دوران باستان و اسلامی دارد. این اصطلاح به رسم سوزاندن شکر به همراه چوب عود در آتشدان اشاره دارد که فرآیندی جهت ماندگارتر کردن دود عود و پخش بویی شیرین و دلپذیر در فضا بوده است.
این عبارت در ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار لسانالغیب حافظ شیرازی، نمادی از عیش، شادمانی، مهماننوازی مجلل و دفع غم به شمار میرود. همچنین شاعران گاهی از آن به عنوان کنایهای برای شیرینسخنی، خوشزبانی و نغمهسرایی دلانگیز در محافل استفاده کردهاند.
از نظر ساختار زبانی، واژه شکر ریشهای پهلوی و سانسکریت دارد، در حالی که مجمر به معنای آتشدان از ریشه عربی «جمر» مشتق شده است؛ ترکیب این دو، یک اصطلاح کاملاً عرفی، شاعرانه و اصیل فارسی را پدید آورده که هیچ کاربرد یا ریشهای در متون دینی یا قرآن ندارد.