یعنی چه
مقدر گردانیدن به معنای تعیین کردن، حکم کردن، مقرر داشتن و از پیش مشخص کردن سرنوشت یا روزیِ چیزی یا کسی از سوی پروردگار است. در مفهوم قدیمیتر و ریشهای نیز به معنای اندازه گرفتن، سنجیدن و محاسبه کردن اندازه یا حدود چیزی به کار میرفته است.
تلفظ
این عبارت به صورت مُقَدَّر گَردانیدَن تلفظ میشود. واژه «مقدر» دارای تشدید روی حرف «د» است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، عبارت «مقدر گردانیدن» دقیقاً دارای ۱۲ حرف است. بسته به تعداد حروف طراح جدول، میتوان از معادلهای هممعنی آن نیز استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم مقدر گردانیدن و تعیین سرنوشت پیشین، بیشتر از افعال Destine و Predestine استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل «قَدَّرَ» از ریشه (ق د ر) دقیقترین معادل برای این عبارت است. همچنین فعل «کَتَبَ» در مفاهیم دینی به معنای نوشتن سرنوشت و مقدر کردن به کار میرود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این عبارت در زبان فارسی عبارتند از: مقدر کردن، مقرر داشتن، قضا کردن، حکم کردن، سرنوشت ساختن و مقسوم کردن. متضاد آن نیز واژههایی مانند نامقدر کردن یا معلق گذاشتن هستند. این عبارت یک فعل مرکب است که جزء اول آن (مقدر) اسم مفعول عربی از ریشه «قدر» و جزء دوم آن (گردانیدن) فعلی متعدی و اصیل از زبان فارسی است.
در قرآن
مفهوم مقدر گردانیدن در قرآن کریم بارها با مشتقات ریشه «قَدَرَ» آمده است. برای نمونه در آیه ۴۹ سوره قمر میفرماید: «إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» (ما هر چیزی را به اندازه و روی حساب و مقدر شده آفریدیم). همچنین در آیه ۳ سوره اعلی فعل ماضی «قَدَّرَ» به کار رفته است: «وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَىٰ» (و آن کس که مقدر کرد و راه نمود).
جمعبندی و توضیح کامل مقدر گردانیدن
عبارت «مقدر گردانیدن» یک فعل مرکب و فصیح در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «مقدر» (به معنی اندازهگیری شده یا تعیین شده) و فعل متعدی فارسی «گردانیدن» ساخته شده است. این اصطلاح عمدتاً در ادبیات دینی، عرفانی و فلسفی برای اشاره به اراده الهی در تعیین سرنوشت، روزی و فرجام کار انسانها و جهان خلقت به کار میرود.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، مفهوم مقدر گردانیدن با نمادهایی همچون «لوح و قلم محفوظ» گره خورده است که اشاره به نگاشته شدن سرنوشت تغییرناپذیر دارد؛ چنانکه بزرگان ادب پارسی مانند حافظ و بیهقی بارها به جاری شدن قلم تقدیر اشاره کردهاند. ریشه این واژه علاوه بر سرنوشت، به مفاهیمی چون سنجش، هندسه و اندازهگیری دقیق حدود هر چیز نیز بازمیگردد.