یعنی چه
عالم مثال در حکمت اسلامی (بهویژه در دیدگاه سهروردی و ملاصدرا)، مرتبهای از جهان هستی است که میان عالم مجردات محض (عالم عقل) و عالم مادی (عالم محسوسات) قرار دارد. موجودات این عالم، مادی نیستند و سنگینی، حجم یا تغییرات مادی ندارند؛ اما برخلاف عالم عقل، دارای ویژگیهای ظاهری ماده مانند شکل، اندازه، رنگ و ابعاد هستند؛ درست مانند تصاویری که انسان در خواب میبیند یا در آینه مشاهده میکند.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، کلمه «عالم مثال» دقیقاً از ۸ حرف تشکیل شده است. واژههای مترادف دیگر آن مانند «برزخ» یا «خیال منفصل» نیز ممکن است مد نظر طراح جدول باشند.
به انگلیسی
هانری کربن، اسلامشناس برجسته غربی، برای تفکیک این مفهوم از تخیل فانتزی و توهمی، اصطلاح لاتین Mundus Imaginalis را برای ترجمه عالم مثال به کار برد.
به عربی
این اصطلاح در متون فلاسفه و عرفای مسلمان به همین صورت یا با عنوان البرزخ و الصور المعلقه یاد شده است.
در قرآن
عین عبارت «عالم مثال» در متن قرآن نیامده است؛ اما مفسران و فلاسفه، آیه ۱۰۰ سوره مؤمنون («وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَىٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ») و همچنین ماجرای تمثل روح و جبرئیل بر حضرت مریم در آیه ۱۷ سوره مریم («فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا») را به عنوان مستندات قرآنی و شواهد وجود این جهان تبیین میکنند.
نماد چیست
بزرگترین نماد تجربی عالم مثال در زندگی روزمره انسان، «آینه» و «خواب» است. تصویر درون آینه، شکل، رنگ و جهات دارد اما حجم و ماده ندارد و فضایی را اشغال نمیکند. همچنین حقیقتِ رؤیاهای صادقه در خواب، مواجهه روح انسان با موجودات عالم مثال است.
جمعبندی و توضیح کامل عالم مثال
عالم مثال یکی از مباحث کلیدی در جهانشناسی فلسفه و عرفان اسلامی است که نقش واسطه و حلقه اتصال را میان جهان کاملاً مجرد عقول و جهان کاملاً مادی طبیعت ایفا میکند. این عالم که به آن برزخ یا خیال منفصل نیز میگویند، پذیرای موجوداتی است که از بند ماده رها هستند اما تصویر، رنگ، شکل و مقدار دارند. تبیین این عالم به فلاسفه کمک کرده است تا مسائلی چون معاد جسمانی، حقیقت رؤیا، و نحوه نزول وحی را به درستی تحلیل کنند.
باید توجه داشت که عالم مثال در فلسفه اسلامی با نظریه «مُثُل افلاطونی» تفاوت اساسی دارد؛ چرا که مثل افلاطونی حقایقی کلی و عقلانی در مرتبه تجرد محض هستند، در حالی که موجودات عالم مثال، جزیی و دارای صورت و شکل عینی میباشند. هانری کربن با درک دقیق این تمایز، واژه صبغه غربی «خیالی» را اصلاح کرد تا معنای اصیل و مستقل آن حفظ شود.