یعنی چه
این واژه در اصل زبان عربی به معنی روباه ماده است. با این حال در اصطلاحات پزشکی به عنوان نام یک بیماری پوستی (ریزش موی تکهای) به کار میرود و در تاریخ اسلام نیز نام یکی از شخصیتهای معروف (ثعلبة بن حاطب) بوده است.
ریشه
واژه ثعلبه ریشه در زبانهای سامی و عربی کلاسیک دارد که از ریشه سه حرفی «ث ع ل ب» مشتق شده است و از ابتدا برای نامگذاری روباه و مفاهیم مرتبط با زیرکی و مکر به کار میرفته است.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه در زبان عربی و فارسی به صورت فتح حرف اول (ث)، سکون حرف دوم (ع) و فتح حروف بعدی است که به صورت «ثَعْلَبَه» خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح سؤال عباراتی همچون «روباه ماده» یا «بیماری ریزش موی سکهای» را بخواهد، واژه ۵ حرفی «ثعلبه» پاسخ دقیق آن است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در معنای جانورشناسی معادل Vixen و در کاربردهای علمی و پزشکی معادل Alopecia است.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است؛ برای اشاره به حیوان عینا از «ثعلبة» و برای بیماری از ترکیب «داء الثعلب» استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل «روباه ماده» در حوزه لغت و «ریزش موی سکهای» یا «کچلی موضعی» در حوزه پزشکی و سلامت است.
در قرآن
خود کلمه ثعلبه در متن آیات قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، در بخش تفاسیر و شأن نزول آیات ۷۵ تا ۷۷ سوره توبه، داستان فردی به نام «ثعلبة بن حاطب انصاری» مطرح میشود که به بخل و پیمانشکنی معروف شد.
نماد چیست
به سبب معنای لغوی (روباه)، این کلمه در ادبیات نماد مکر، فریب، باهوشی و فرار از خطر است. اما در متون دینی و تاریخی، به خاطر داستان ثعلبه انصاری، به عنوان نماد عهدشکنی، بخل و دنیاپرستی شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ثعلبه
واژه «ثعلبه» یک کلمه چندوجهی با ریشه عربی است که در فضاهای مختلف معانی کاملاً متفاوتی به خود میگیرد. در نگاه اول و از نظر لغوی، این کلمه به معنای روباه ماده است و به همین دلیل در ادبیات مظهر هوشیاری همراه با حیلهگری به شمار میرود.
در شاخه پزشکی، این واژه تغییر کاربری داده و اصطلاح «داءالثعلب» یا همان ثعلبه برای توصیف بیماری ریزش موی سکهای استفاده میشود؛ علت این نامگذاری شباهت کچلی تکهای انسان به پوست انداختن و کچلیهای موضعی روباه است. علاوه بر این، کلمه مذکور در تاریخ اسلام یادآور یکی از شخصیتهای عبرتآموز به نام ثعلبه است که داستان بخل و نفاق او در تفاسیر سوره توبه آمده است.