یعنی چه
عبارت «به ظهور رساندن» به معنای آشکار کردن، پدیدار ساختن، نمایان کردن و از قوه به فعل درآوردن یک استعداد، اندیشه یا توانایی نهفته است. این عبارت زمانی به کار میرود که پدیدهای غیرمادی یا پنهان، جنبهٔ عینی و ملموس به خود بگیرد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «بِ ظُ هـُور رَ سان دَ ن» (be zohur rasāndan) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف، خودِ «به ظهور رساندن» یا معادلهایی چون «نمایان کردن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از افعالی استفاده میشود که نشاندهندهٔ تبدیل یک ایده به واقعیت یا آشکار شدن چیزی هستند.
به عربی
در زبان عربی مصاداری که از ریشههای تجلی و ظهور مشتق شدهاند، دقیقترین معادل برای این عبارت فارسی به شمار میروند.
به فارسی
معادلهای اصیل و جایگزینهای روان فارسی برای این واژه شامل بروز دادن، متجلی ساختن، هویدا کردن، ابراز داشتن و فرانمودن است که همگی مفهوم آشکار کردن را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل به ظهور رساندن
عبارت «به ظهور رساندن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «ظهور» (از ریشه ثلاثی مجرد ظ هـ ر) با افعال و حروف فارسی ساخته شده است. این اصطلاح فصیح و ادبی، کاربرد گستردهای در متون رسمی و فرهنگی دارد و عموماً برای توصیف فرآیندی به کار میرود که در آن یک فکر، پتانسیل یا مفهوم انتزاعی، شکل واقعی و بیرونی به خود میگیرد.
اگرچه خود این ترکیب فعلی به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده، اما ریشهٔ آن در قالبهای گوناگون اسمی و فعلی مانند «الظاهر» (آشکار) و «یُظهره» (تا آن را غالب و آشکار گرداند) بارها استفاده شده است. در ادبیات عرفانی و نمادشناسی نیز فرآیند به ظهور رسیدن یا متجلی شدن پدیدهها را به استعارههایی همچون «طلوع خورشید» یا «پیدایش نور» تشبیه میکنند.