یعنی چه
واژه «اسبع» صفت تفضیلی از ریشه عربی (س ب ع) است و به معنای موجودی است که خوی درندگی، شقاوت یا حرص بیشتری در صید و آسیب رساندن به دیگران دارد. این کلمه در متون کلاسیک و فقهی برای توصیف جانوران بسیار وحشی یا انسانهای سنگدل به کار میرود.
تلفظ
این کلمه با فتح همزه، سکون سین، فتح باء و سکون عین به صورت [اَ سْ بَ عْ] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمه «اسبع» به عنوان پاسخ برای راهنماهای «درندهتر» یا «حریصتر در درندگی» با تعداد ۴ حرف قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال دقیق معنای این واژه در زبان انگلیسی از صفات تفضیلی مربوط به خوی وحشیگری و درندگی استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی، مفاهیمی چون «درندهتر»، «پرگزندهتر»، «سنگدلتر» و «وحشیتر» نزدیکترین برگردانها برای واژه عربی اسبع هستند.
در قرآن
عین واژه «أسبع» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما مشتقات ریشه آن (س ب ع) آمده است. از جمله واژه «السَّبُع» (حیوان درنده) ۱ بار در آیه ۳ سوره مائده و واژه «سَبْع» (عدد هفت) و مشتقات عددی آن ۲۸ بار در آیات مختلف به کار رفتهاند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات و فرهنگ لغات نمادی از اوج بیرحمی، حرص در آسیب رساندن، قدرت مهارنشده و خشم مهارناپذیر حیوانی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اسبع
واژه «اسبع» یک صفت تفضیلی ریشهدار در زبان عربی است که به معنای درندهتر و وحشیتر ترجمه میشود. این کلمه از ریشه ثلاثی مجرد (س ب ع) مشتق شده و در ادبیات کهن و متون لغوی برای نشان دادن شدت شقاوت، صیدکنندگی و خوی حیوانی به کار میرود. اگرچه خود این کلمه در قرآن نیامده، اما همخانوادههای آن مانند «السبع» به معنی جانور درنده در متون فقهی و قرآنی کاربرد دارند.
در کاربردهای جدولی و لغوی، این کلمه ۴ حرفی به عنوان معادل دقیقی برای توصیف جانوران پرگزندهتر یا انسانهای بسیار حریص در ظلم استفاده میشود. شناخت ریشه و همخانوادههای عددی آن (مانند سبع به معنی هفت) به درک بهتر سیر تحول معنایی این واژه در زبان فارسی کمک میکند.