یعنی چه
در ادبیات فارسی، این ترکیب کنایی مظهر و نماد طعنه، حسادت، ملامت و قضاوتهای ناعادلانهای است که از سوی افراد بدخواه یا عموم مردم روانه میشود. این اصطلاح به این واقعیت اجتماعی اشاره دارد که هر چقدر هم انسان محتاط باشد، نمیتواند جلوی حرف زدن و بدگویی دیگران را بگیرد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب کنایی به صورت «زَبانِ بَد اَندیش» (zabān-e bad-andīsh) است که از مضاف و مضافالیه تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول، «زبان بداندیش» با ۱۱ حرف است. واژههای جایگزین و کوتاهتر مانند بدگوی یا بدسگال نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی که به زبان شرور یا تهمتزن اشاره دارند استفاده میشود.
به فارسی
از واژهها و عبارات هممعنی آن در زبان فارسی میتوان به بدگوی، عیبجو، بدسگال، زبانِ طعن و زبانِ حسود اشاره کرد. متضاد آن نیز کلماتی چون پاکگفتار، نیکندیش و زبانِ خیرخواه است.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ و ادب فارسی، بهویژه در حکایات اخلاقی، نمادِ تام و تمامِ «قضاوت ناخوشایند و اجتنابپذیر خلق»، «حسادت» و «سخنچینی جامعه» است که انسان هرگز نمیتواند دهان مردم را در برابر آن ببندد.
جمعبندی و توضیح کامل زبان بداندیش
ترکیب کنایی «زبان بداندیش» یکی از مفاهیم عمیق و پرکاربرد در ادبیات اخلاقی و تعلیمی ایران است که به ملامتها، قضاوتهای ناعادلانه و عیبجوییهای افراد حسود و سخنچین اشاره دارد. این اصطلاح یادآور این واقعیت تلخ اجتماعی است که انسان در برابر زبان مردم و بدگوییهای آنان بیدفاع است و تلاشی عبث است اگر کسی بخواهد رضایت همگان را جلب کند یا جلو طعنههای جامعه را بگیرد.
بارزترین تجلی این مفهوم را میتوان در باب هفتم بوستان سعدی (در عالم تربیت) یافت، جایی که مصلحالدین سعدی شیرازی با بیانی نغز میفرماید: «به کوشش توان دجله را پیش بست / نشاید زبان بداندیش بست». این بیت به خوبی نشان میدهد که مهار کردن پدیدههای عظیم طبیعی ممکن است، اما مهار زبانِ خلق و بدخواهان غیرممکن است.
از نظر ریشهشناسی، این اصطلاح از دو واژه کهن ساخته شده است؛ «زبان» که ریشه در پهلوی دارد و «بداندیش» که صفتی فاعلی و مرخم است. اگرچه این ترکیب عینا در متن قرآن نیامده، اما مفاهیمی معادل مانند «هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَمِیم» (عیبجو و سخنچین) پویایی معنوی این کنایه اصیل را تایید میکنند.