یعنی چه
واژه گردیدن در زبان فارسی دو کاربرد اصلی دارد؛ یکی به معنای حرکت دورانی، چرخیدن و گشتوگذار است و دیگری به عنوان فعل ربطی و اسنادی به معنای «شدن» و تغییر حالت دادن یک پدیده به حالتی دیگر.
تلفظ
این واژه با فتحه روی حرف گاف و سکون روی حرف رِ به صورت «گَردیدَن» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «گردیدن» با ۶ حرف است و از واژههای هممعنی آن مثل چرخیدن و شدن نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن، در زبان انگلیسی برای معنای حرکتی آن از کلماتی چون Turn و Rotate و برای کاربرد اسنادی آن از Become استفاده میشود.
به فارسی
واژههای مترادف و هممعنی فارسی آن شامل چرخیدن، گشتن، دوران کردن و تحول یافتن است. متضاد آن نیز کلماتی مانند ایستادن و سکون داشتن هستند. این واژه ریشهای اصیل و ایرانی دارد و در فارسی میانه به صورت گرتیتن (gurtītan) بوده است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ فارسی، گردیدن نماد تغییر پدیدهها، گذر زمان و گردش روزگار است. در عرفان و رقص سماع صوفیه نیز چرخیدن و گردیدن نمادی از حرکت تمام اجزای هستی و افلاک به سمت کمال و معشوق تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گردیدن
واژه «گردیدن» یکی از افعال اصیل، ریشهدار و پرکاربرد در زبان فارسی است که از دوران زبان پهلوی تا به امروز پویایی خود را حفظ کرده است. این کلمه دو جنبه معنایی متمایز اما متصل به هم دارد؛ از یک سو مفهوم فیزیکی حرکت، چرخیدن، دوران و سفر را تداعی میکند و از سوی دیگر در نقش یک فعل اسنادی، بیانگر مفهوم فلسفی «شدن»، صیرورت و تغییر حالت از وضعیتی به وضعیت دیگر است.
در فرهنگ و ادبیات عرفانی ما، این واژه بار معنایی عمیقی دارد و به عنوان نمادی از بیثباتی جهان مادی، گردش روزگار و تکامل موجودات شناخته میشود. تجلی بارز این مفهوم را میتوان در رقص سماع عارفان دید که در آن گردیدن، نمادی از همگامی با پدیدههای جهان و حرکت کل آفرینش به سوی کمال مطلق است.