یعنی چه
این اصطلاح در اصل «عجز و لابه» بوده که در تداول عامه به صورت «عز و لابه» نیز درآمده است. این واژه بیانگر حالت شخصی است که در کمال ناتوانی و فروتنی، برای به دست آوردن دل کسی یا جلب ترحم و کمک، دست به گریه، زاری و خواهش شدید میزند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [عِزّ / عِجْزْ وُ لا بِ] است. واژه اول با کسر عین و واژه دوم با های بیان حرکت در پایان خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنمای «زاری و التماس» یا «تضرع»، کلمه «عز و لابه» به عنوان یک پاسخ ۷ حرفی کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال حس دقیق این کلمه در زبان انگلیسی، بسته به میزان شدت و فضا، از واژگان مربوط به التماس خاشعانه یا زاری استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژگانی که شدت نیاز و روی آوردن با ناتوانی به پیشگاه دیگری را نشان میدهند، بهترین معادلها هستند.
به فارسی
این عبارت ترکیبی از دو بخش است: «عجز» که ریشهای عربی دارد به معنی ناتوانی، و «لابه» که واژهای اصیل از فارسی دری است به معنی فریب، چاپلوسی و زاری. متضادهای آن در زبان فارسی کلماتی چون تکبر، مناعت طبع، سرکشی و فخرفروشی هستند. همخانوادههای بخش عربی شامل عاجز، معجزه و تعجیز، و بخش فارسی شامل لابهگر و لابه کردن است.
در قرآن
عین عبارت «عز و لابه» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، مفهوم التماس، زاری و فروتنی مطلق به درگاه خداوند با کلماتی مانند «تَضَرُّعاً» (مانند آیه ۵۵ سوره اعراف: ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً) یا توصیف حالت «رَغَباً وَ رَهَباً» (با بیم و امید) به تصویر کشیده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل عز و لابه
واژه «عز و لابه» که شکل اصیل و ریشهشناختی آن «عجز و لابه» است، از نمونههای جالب ترکیب واژگان عربی و فارسی در ادبیات ماست. این اصطلاح در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک نمادی از تسلیم محض، فروتنی شدید و گاه دست نیاز دراز کردن در اوج ناامیدی و بیچارگی است.
بررسی ساختار این کلمه نشان میدهد که چگونه مفهوم ناتوانی (عجز) با مفهوم زاری و خواهشگری (لابه) پیوند خورده تا حالتی عمیق از استیصال انسان را بیان کند. این واژه هم در روابط انسانی برای بیان التماسهای ذلتبار یا خاشعانه به کار میرود و هم در مفاهیم عرفانی به عنوان نمادی از تضرع بنده در برابر خالق شناخته میشود.