یعنی چه
عبارت «شوخ و بذلهگو» ترکیبی عطفآمیز از دو صفت هممعنی است و برای توصیف افراد طناز، خندهرو و خوشمشرب به کار میرود که با کلام ظریف خود دیگران را شاد میکنند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت شُوخ (Shūkh) + وَ (va) + بَذْلِه گُو (bazle-gū) است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف خواسته شده میتواند خودِ عبارت یا مترادفهای آن باشد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم این عبارت در زبان انگلیسی میتوان از صفاتی چون Witty یا Humorous استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی واژگانی که بر کثرت شوخی و لطافت طبع دلالت دارند، معادل این اصطلاح هستند.
به فارسی
واژه «شوخ» اصالتاً فارسی است (که در قدیم به معنای چرک بوده و سپس معنای استعاری گستاخ و شنگ و شوخطبع یافته است). واژه «بذلهگو» ترکیبی از بذله (عربی به معنی سخن خوش) و گو (بن مضارع گفتن از فارسی) است. متضادهای فارسی آن عبارتند از: جدی، عبوس، اخمو، خشک و بیروح. همخانوادههای آن شامل شوخی، شوخطبعی، بذله و بذلهگویی میشود.
در قرآن
ترکیب دقیق «شوخ و بذلهگو» در قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما برای مفاهیم نزدیک به آن مانند خنده و سرگرمی، از ریشههایی نظیر «ضحک» (خندیدن) یا «لعب» (بازی و سرگرمی) استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل شوخ و بذله گو
عبارت «شوخ و بذلهگو» یکی از ترکیبات زیبای وصفی در زبان فارسی است که از کنار هم قرار گرفتن یک واژه اصیل فارسی (شوخ) و یک ترکیب فارسی-عربی (بذلهگو) پدید آمده است. این صفت اشاره به کسی دارد که با کلام شیرین، ظریف و نغز خود موجبات شادی و خنده دیگران را فراهم میآورد و فضای مجالس را صمیمی و پرانرژی میکند.
در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید، این عبارت با واژگانی چون طناز، خوشمشرب، لطیفهگو و زندهدل مترادف دانسته شده است. در ادبیات کلاسیک ما نیز این ویژگی همواره مورد توجه بوده؛ چنانکه حافظ شیرازی در شعر خود از مطربِ بذلهگو به عنوان یکی از ارکان مجلس عیش و شادمانی یاد میکند.
در نمادشناسی فرهنگی، این مفهوم اغلب با ماسک خندان تئاتر، شخصیت دلقک یا حاجی فیروز در سنتهای ایرانی تداعی میشود و در پهنه بینالمللی نیز معادل واژگانی نظیر Witty و Humorous در انگلیسی یا دُعاب در عربی است.